تعادل

تنها ده درصدِ زندگی چیزی است که می بینیم، نود درصد بقیه واکنش هایی است که به اتفاقاتِ اطرافمان نشان می دهیم یا اگر زندگی یک ماموریت باشد و هدف ما با انگیزه زیستن، چطور با وجود تمامِ اتفاقاتی که ناخواسته برایِ مان می افتد می شود بدون مشکل زیست؟

همه چی آرومه

کلمه های کلیدی این روزها:

قطار، تهران، پروژه ی برنامه ریزی، سرما، تلفن استاد، اعدام، نوزده سالگی، سکوت، خاک سرد، جشنواره ی فیلم، به رنگِ ارغوان، جی دی سلینجر، ناتور دشت، وبلاگ، گودر، ننوشتن، برف، برف، برف…

پی نوشت: نوزده سالگی درست عکس نود و یک سالگی است…

از اونجایی که…

از اونجایی که امتحان هایِ ما امروز تموم شد و توی این مدت یادمون رفته قبلا چطوری زندگی می کردیم و به قولِ لیلا یِ ماندن بی من اون تیکه هایِ مهم زندگی رو فراموش کردیم، اینِ که کمک کنید و بهمون تقلب برسونید، بگید چطوری میشه اون همه وبلاگ نوشت؟