تکلیفِ من

برای فردا بلیت دارم که بروم اهواز، پنج شنبه کلاس دارم- داشتم؟ – و باید حتما خودم را می رساندم. حالا بچه ها خبر داده اند که در استان خوزستان پنج شنبه تعطیل رسمی اعلام شده است و کلاس های من هم تا یکشنبه تشکیل نمی شود و این جا هم چند کار نیمه تمام دارم که بهتر است انجامشان بدهم و بعد بروم و بلیت هم تا اواخر هفته ی بعد دیگر پیدا نمی شود.
حالا مانده ام اگر بروم هم چند روز از وقتم آن جا به بطالت می گذرد و هم دغدغه ی کارهای نیمه تمام این طرف را دارم و اگر نروم هم با این وضعیت افتضاح بلیت های قطار و کنسلی پروازها به خاطر بدی هوا معلوم نیست چطور می شود.
این تعطیلی پنج شنبه سر و کله اش این وسط چطور پیدا شد؟

Advertisements

به طعم ِ رمان

1. شماره ی جدید شهروند امروز در صفحات جُنگِ شهروند ضمیمه شعر و داستان که از این به بعد قرار است اولین هفته ی هر ماه در مجله منتشر شود قسمت آغازین اولین رمان داریوش مهرجویی با نام به خاطر یک فیلم بلند را چاپ کرده است. رمان ِ مهرجویی این طور شروع می شود:
« نمی دانم چرا این روزها بیش از هر وقت دیگر به همه چیز و همه کس حسادت می کنم. احساس حسد را به درستی توی تمام تار و پود وجودم می چشم و می بینم که چگونه تلخ و کدر و بی رمق و زشت و نکبت بار می شوم. البته گاهی اوقات به خودم تلقین می کنم که شاید این چیزی موروثی است که از عهد بوق تاریخ من به من رسیده است، تاریخ سراسر سرکوب و بی عدالتی، که شاید این همان ناخودآگاه جمعی قوم من است که مرا این طور پست و سیاه می کند که مدام به من نهیب می زند که تو هیچ گاه پیش نرفتی، تو هر دم فرو رفتی و عقب ماندی.
نمی خواهم خودم را نمادی یا نماینده ای یا نمایانگری از قوم و قبیله خود بدانم، از این مملکت، یعنی از جامعه ای که من مدام می خواهم از آن فرار کنم و از این که بگویم ایرانی ام، بخصوص میان خارجکی های جهان اولی،…. البته این همان سرپوش گذاشتن روی هویت خود است، چیزی که به هرحال آن جاست و نمی توان آن را کتمان کرد و با این حال ما همیشه مایلیم هویت ایرانی خود را پنهان کنیم، چون خودمانیم، مایه غروری نبوده و نیست.
»

2. شماره ی جدید نسیم هراز بخش پرداخت نشده ای از فصلِ ششم ِ رمان جدید فرهاد جعفری نویسنده ی کافه پیانو با نام قطار چهار و بیست دقیقه عصر را به انتخاب نویسنده منتشر کرده است که این طور شروع می شود:
« سوار قطار چهار و بیست دقیقه عصر که شدم؛ فقط شش دقیقه تا حرکت اش مانده بود. می خواهم بگویم آن قدر دیر رسیدم که وقتی از پله های زیرزمینی راه آهن خودم را رساندم به سکویی که قطار چهار و بیست دقیقه از آنجا راه می افتاد، از پله های اولین دری که دیدم باز است بالا رفتم بدون این که قید این مطلب باشم که همان واگن خودم است یا نه.
برای همین؛ مجبور شدم شش هفت واگنی را که تا واگن خودم فاصله بود، از بین آدم های سرگردان دیگری مثل خودم که تازه سوار قطار شده بودند، به سختی بگذرانم تا دست آخر برسم به واگنی که صندلی ام توی یک کوپه ی آن بود. یک کوپه ی چهار نفره که فقط زن جوانی با دختر بچه ای که نباید بیشتر از شش یا هفت سال می داشت روی صندلی هایش، روبروی هم و کنار پنجره ی قطار نشسته بودند و داشتند از پنجره، برای پیرمردی دست تکان می دادند که آن بیرون ایستاده بود و حتی وقتی قطار راه افتاد و خرامان خرامان پیش رفت، اصرار داشت بدود و تا آخرین لحظه ای که ممکن بود زن جوان و دخترک اش را ببیند؛ برای شان دست تکان دهد.
»

3. رمان مهرجویی را قرار است نشر قطره و رمان جعفری را قرار است نشر چشمه به زودی چاپ کنند و در این سکون فضای ادبی کشور همین انتظار برای خواندن ِ این دو رمان تازه به اندازه ی کافی طعم خوشایندی دارد.

خواندنی های مهر

خواندنی های شهریور را که نوشتم فکر نمی کردم که دوباره تکرارش کنم ولی حالا با خودم فکر می کنم که شاید این پست خواندنی ها دقیقا مثل یک راهنما اول هر ماه درباره ی مجله هایی که در طول ماه می خوانم بیاید و به درد خوانندگان این جا هم بخورد که دنبال مجله های خوب می گردند و پیدا نمی کنند و از طرفی آخر مگر چند نفر پیدا می شوند که همه ی مجله های روی دکه را بخرند و بخوانند؟
بنابراین در این پست هرکسی می تواند مطالب مورد علاقه اش را پیدا کند و روی پیشخوان روزنامه فروشی ها دنبال همان برود.
1. فیلم: شماره ی جدید ماهنامه فیلم با تصویری از فیلم ریسمان باز بر روی جلد چاپ شده است. در صفحات داخلی مجله بخش های همیشگی شماره های ماهانه ی مجله را می خوانیم. در صفحه ی تازه تاسیس سایه روشن دو یادداشت درباره ی فریماه فرجامی و کمال تبریزی می خوانیم که به دلایل کم کاری فرجامی و پرکاری تبریزی در سینمای ایران می پردازد. یادداشت شاپور عظیمی درباره ی فرجامی این طور پایان می یابد: « دلایل غیبت فرجامی از سینمای ایران هرچه باشدیک نکته انکار نشدنی است: فریماه فرجامی یکی از زنان بازیگر سینمای ایران است که نامش در کنار بزرگان این عرصه در خاطره ها خواهد ماند. »
صفحه ی نمای درشت به بررسی فیلم در دل طبیعت وحشی همراه با گفتگوهایی با شون پن، امیل هرش بازیگر نقش اصلی فیلم و جون کراکائر نویسنده کتاب منبع اقتباس فیلم پرداخته و امیر قادری در یادداشتی که درباره ی فیلم نوشته، در دل طبیعت وحشی را با خداحافظ گری کوپر رومن گاری و مرد ِ مرد رابرت بلای همسو دانسته است.
مجله ی فیلم گفتگویی هم با محمود اربابی مدیر کل اداره نظارت وارزشیابی درباره ی ماجراهای محمد رضا گلزار و گل شیفته فراهانی انجام داده که اربابی بر علنی نکردن خبرهای مربوط به ممنوعیت افراد به دلیل حفظ شان افراد اشاره کرده و درباره ی بازی گل شیفته فراهانی در فیلم ریدلی اسکات هم عنوان کرده که خود فراهانی این موضوع را با او در میان گذاشته و اربابی هم ملاحظات را به او گفته و حضور یک بازیگر در فیلمی خارجی بلامانع است و باید تا زمان اکران فیلم صبر کرد.
صفحه ی نقد فیلم این شماره هم مثل شماره ی گذشته خواندنی از آب در آمده است. در این صفحات به ترتیب یادداشت هایی درباره ی همیشه پای یک زن در میان است، روز بر می آید، ریسمان باز، حقیقت گم شده، خاک سرد، پرچم های قلعه کاوه، کوکب سیاه، مارادونا می خوانیم که این یادداشت ها با گفتگوهایی با نغمه ثمینی و رضا مقصودی، داریوش فرهنگ، یکتا ناصر، پژمان بازغی و بابک حمیدیان و مهرشاد کارخانی همراه شده اند که از میان گفتگوی داریوش فرهنگ از بقیه جالب تر از کار درآمده است، ظاهرا به دلیل گرفتار بودن فرهنگ و این که امکان گفتگوی حضوری نبوده خود فرهنگ متن مصاحبه را شبیه یک سناریو تنظیم کرده و برای مجله ی فیلم فرستاده است.
گزارش محمد حقیقت از جشنواره های ونیز و لوکارنو و یادداشت هایی درباره ی فیلمبردار تازه درگذشته مهرداد فخیمی از دیگر بخش های این شماره ی مجله اند.
پی نکته: مجله فیلم در تدارک تهیه پرونده ای درباره ی آموزش سینماست و از خوانندگانی که هنرجوی آموزشگاه های سینمایی بوده اند خواسته است که ردباره ی تجربه ی حضورشان در این آموزشگاه ها برای مجله بنویسند… چه شود؟!!!
فیلم/ مهر 1387/ شماره 384/ هزار تومان

2. سینمای پویا: سینمای پویا با تصویری از ترانه علیدوستی بر روی جلد و همراه با دی وی دی رایگان فیلم زودیاکِ دیوید فینچر منتشر شده است. رامتین شهبازی در صفحه ی مکانی در آفتاب با ترانه علیدوستی مصاحبه ای انجام داده که در آن ترانه درباره ی بازیگری، نوشتن، بازی در فیلم کنعان، جسارت و دردسرهای نسل سوم در سینما صحبت کرده و در جایی از مصاحبه درباره ی عملکرد تلویزیون و حضورش در تلویزیون این طور گفته است: « من در خانه عادت دارم تلویزیونم دائم روشن است. نمی دانید به طور مثال ساعت یازده صبح که همه زن های خانه دار در منزل هستند سطح برنامه ها چقدر پایین است، فرهنگ سازی که بماند و یا پشتکار صدا و سیما در نشان ندادم ساز ستودنی است… »
از دیگر مطالب خواندنی بخش سینمای ایران یکی یادداشتی است با عنوان چهره هایی که قرار بود جلوی چشم مان باشند که رامک صبحی درباه ی فعالیت های گلاب آدینه، جهانگیر الماسی، داریوش ارجمند، بیژن امکانیان، سعید پورصمیمی، ماهایا پطروسیان، ابولفضل پورعرب، پارسا پیروزفر، هدیه تهرانی، گلچهره سجادیه، فرامرز صدیقی، فریبرز عرب نیا، اکبر عبدی، فرامرز قریبیان، مجید مظفری و جمشید هاشم پور نوشته و به دلایل کم کاری هرکدام در سینما و تلویزیون اشاراتی کرده و دیگری گزارش پشت صحنه ی فیلم بیست تازه ترین ساخته عبدالرضا کاهانی که چند وقتی است با حضور پرویز پرستویی، حبیب رضایی، مهتاب کرامتی، علیرضا خمسه و فرشته صدر عرفایی فیلمبرداری اش در یکی از مناطق جنوبی تهران شروع شده است.
از بخش سینمای ایران مجله که بگذریم به بخش سینمای جهان می رسیم که بیشتر مطالبش را مطالب ترجمه ای شامل می شود و خواندنی ترین مطالب این ب
خش را یکی بررسی ده فیلم برتر رقابت های انتخاباتی آمریکا، بررسی W فیلم جدید الیور استون که بیوگرافی جورج بوش رییس جمهور ایالات متحده است و سه مطلب درباره ی سه بازیگر- کلینت ایستوود مرد پایان ناپذیر هالیوود، لیام نیسن بازیگر ایرلندی و خاویر بردم پس از اسکاری که برای جایی برای پیرمردها نیست – تشکیل می دهند.
آخرین مطلب این شماره ی سینمای پویا مطلبی است با عنوان پروست به روایت سه هزار نفر که فیلمی است با حضور سه هزار نفر از چهل و شش کشور دنیا که هر کدام جلوی دوربین یک صفحه از رمان در جستجوی زمان از دست رفته را می خوانند و زمان فیلم قرار است بالغ بر صد و هفتاد ساعت باشد که طولانی ترین فیلم دنیاست.
سینمای پویا/ شماره 10/ مهر 1387/ هزار و پانصد تومان

3. نسیم هراز: نسیم هراز صفحاتش را به بخش های جامعه، فرهنگ، ورزش و صفحات پایانی تقسیم کرده که هرکدام از این بخش ها کلی یادداشت، گزارش و مصاحبه را در خود جای داده است.
گزارش ویژه ی این شماره ی نسیم درباره دخترانی است که ترجیح می دهند با پسرانی کوچکتر از سن و سال خودشان ازدواج کنند. این گزارش رقم این ازدواج ها را در سه ماهه اول امسال 3.68 اعلام کرده است. از دیگر صفحات خواندنی بخش جامعه یکی گفتگویی است با دکتر محمدرضا کلانتر معتمدی درباره ی روزهای جنگ و دیگری گفتگویی است درباره ی مد با بازیگر جوانی به اسم امیر حسین رستمی که تجربه ی بازی در رئیس و خاک آشنا را هم در کارنامه دارد.
صفحات فرهنگ که پرونده ای برای سریال های رمضان 87 همراه با سه گفتگو با مهراوه شریفی نیا، محسن تنابنده، سروش صحت و ایمان صفایی را ترتیب داده و مصاحبه ای هم با فرهاد جعفری نویسنده ی رمان کافه پیانو و بخشی از رمان منتشر نشده ی این نویسنده را در خود دارد.
صفحات موسیقی هم علاوه بر بررسی چند کنسرتی که در ماه های اخیر برگزار شده اند، مجموعه مطالبی به مناسبت سال مرگ فریدون فروغی در خود جای داده اند.
نسیم هراز/ شماره سی و سوم/ مهر 87/ هزار و پانصد تومان