بر سر دوراهی

بدترین حالتش این است که بر سرِ دوراهی مانده باشی، که تصمیم‏گیری را به عهده‏ی خودت گذاشته باشند و تو حیران مانده باشی که چطور باید تصمیم بگیری، اصلا کدام درست است و کدام غلط… و هیچ‏کس، هیچ‏کس نباشد که بهش بگویی: «به پشتوانه تو جلو می‏روم.» و او هم آرام و مطمئن جواب بدهد: «برو دارمت.»

Advertisements

شورشی

باید کاری بکنم؛ شاید باید شورش کنم، باید بر علیه خودم شورش کنم، باید تکلیفم را با خودم مشخص کنم. نباید یک زندگی تکراریِ روزمره را از سر بگیرم، اصلا نباید شروعش کنم. من آدمِ تکرارِ یک چیزِ همیشگیِ کلیشه‏ای نیستم. آدمِ صبحِ کله‏ی سحر بیدار شدن، دوش گرفتن، مترو و تاکسی و اتوبوس، ترافیک، اداره، پشتِ میز نشستن و زیر و رو کردن و کاغذها و چرت و پرت گفتن تا فقط ساعت‏ها را بکشم و بعد بیرون آمدن و دوباره ترافیک، دود، شلوغی، چشم‏هایی که می‏سوزند، سری که درد می‏کند، شاید نشستن تویِ کافه‏ی بینِ راه، خریدِ مایحتاجِ روزمره، بعد کشاندنِ یک تنِ خسته، یک جنازه تا خانه و ولو شدن رویِ کاناپه‏ی جلویِ تلویزیون و بالا و پایین کردنِ کانال‏ها…

نباید تن بدهم، باید شورش کنم، چیزی که مدت‏هاست این‏جا فراموش شده است.

تب و مرگ

جنابِ آقایِ شورجه

اینجا خواندم که درباره‏ ی مشخص نبودنِ وضعیتِ نمایش فیلم‏های خانه پدری، زندگی با چشمان بسته و انتهایِ خیابان هشتم در جشنواره‏ ی امسال گفته ‏اید که مشکلِ عدمِ نمایشِ این فیلم‏ ها حل خواهد شد، بعد اضافه کرده‏ اید که بهتر است فیلمسازان هم مراعات کار را بکنند و خط قرمز ها را زیرِ پا نگذارند، خواستم بگویم یک بار برایِ همیشه حد و حدود این خط قرمزها را مشخص کنید تا بدانیم تویِ همین سینمایِ نیم بند و فیلم‏هایِ بی بو و خاصیت درباره‏ ی چه اجازه داریم حرف بزنیم و نشانش بدهیم و کدام موضوع را نمی ‏توانیم؟

بعد ادامه داده ‏اید که البته ممیزی مختص ایران نیست و در همه جای دنیا وجود دارد و مسئولان هم بی ‏‏دلیل ممیزی هیچ فیلمی را خواستار نمی‏ شوند، این بار می‏ خواستم بگویم کجایِ همین دنیا فیلمساز کاربلدی مثلِ کیانوش عیاری بعدِ پنج سال فیلمی به اسمِ خانه پدری می‏سازد و بعد برایِ نمایشِ فیلم همین ‏طور بلاتکلیف می‏ ماند و هیچ پاسخِ دقیقی برایِ عدمِ نمایشِ فیلم نمی‏ شنود و فقط از گوشه و کنار خبر می‏ رسد که اپیزودِ اولِ فیلم باید به طور کامل حذف بشود؟ و اصلا کی گفته که یکی مثلِ کیانوش عیاری و فیلمسازانِ دیگر باید تراوشات ذهنِ خودش را از صافیِ افکارِ شما و همفکرانتان بگذرانند؟

آقایِ شورجه به گمانم دارید به مرگ می‏ گیرید ما را که به تب راضی شویم یا شاید اصلا در جشنواره‏ای که گل سرسبدش امثالِ اخراجیهای سه و پایان نامه اند، حضور یا عدمِ حضورِ کیانوش عیاری و خانه پدری‏ اش هم هیچ اتفاقِ مهمی  نباشد.