بچه و مامان

پسر بچۀ پنج ساله در حال تماشای کارتون از یکی از شبکه های ماهواره ای:

بچه:مامان اینا که زن و شوهر نیستن پس چرا همدیگرو بوسیدن؟
مامان:عزیزم اینا خارجی هستن اگه از این کارا کنن عیبی نداره ولی ما ایرانیها نباید از این کارا بکنیم.
!!!!!

ساعتهای پایانی شب

ساعت نزدیک یازده شب:
از درس خواندن خسته شده ام، پردۀ اتاق را کنار می زنم و به خیابان خلوت شب نگاه می کنم.تک و توک ماشینی یا رهگذری در این ساعتهای پایانی شب از خیابان می گذرد.اهالی خانه تقریباً خوابند.برای خودم یک لیوان چای درست می کنم و با ریموت کنترل کانالهای تلویزیون را بالا و پایین می کنم، نه، هیچ خبری نیست.تلویزیون را خاموش می کنم، خوابم نمی آید.توی اتاقم جلوی کتابخانه می ایستم و به کتابهای نخوانده ام نگاه می کنم که روز به روز تعدادشان بیشتر می شود.چشمم به یک کتاب می افتد، شب طولانی از سیامک گلشیری.از کارهایش قبلاً مجموعه داستان همسران و رمان کابوس را خوانده بودم و این یکی را همین چند وقت پیش از شهر کتاب خریدم.شروع به خواندن می کنم،ساعت را نگاه می کنم، یک ساعتی گذشته و صد و پنجاه صفحه را جلو رفته ام.کتاب را می بندم، به خودم قول داده بودم این چند روز باقی مانده تا امتحان ارشد ذهنم را درگیر چیز دیگری غیر از درس نکنم ولی انگار از این کتابها گریزی نیست.بخصوص که ویژگی نوشته های سیامک گلشیری این است که خیلی راحت و خوش خوانند و کتابهایش پیچیدگی کارهای بعضی نویسندگان را ندارند و ماجراهای کتابهایش انگار که یک جایی همین گوشه و کنار خودمان اتفاق می افتد و می توان راحت و سریع خواند و سرگرم شد.نمیدانم این حسن است یا عیب؟

-از امروز وبلاگ تجربه های آزاد به بلاگفا اسباب کشی کرد…

نخ های نازک

-عمو جان در جایی خوانده بود که تمام اتفاقات عالم به هم مربوط است خواسته بود در این باره اظهار نظر کند اما بهش مجال حرف زدن نداده بودند. و لیکن‌، برای یکبار در زندگی حرفش درست بود و آنها که سر میز شام گرم خوردن بودند نفهمیدند که چه نخ های نازکی از هر کلمه، از هر برخورد آنی، از هر حادثۀ جزیی،  آویزان است و چگونه این رشته ها، مثل الیاف رنگین فرشی کیهانی در هم تنیده اند.

-جایی دیگر، گلی ترقی، نشر نیلوفر

اولین بار که اسم گلی ترقی به چشمم خورد در تیتراژ درخت گلابی(داریوش مهرجویی) بود که براساس داستان درخت گلابی ساخته شده بود.اواخر راهنمایی یا اوایل دبیرستان بودم که کتاب خاطره های پراکنده اش را خریدم و خواندم اما هیچ نفهمیدم،هیچ… و مانده بودم که این همه تعریف از داستانهای گلی ترقی برای چیست؟ یکی دو سال بعد که کتاب دو دنیا تازه در آمده بود و کلی تعریف و تمجید نثارش شده بود جوگیر شدم!!! و دوباره خاطره های پراکنده را خواندم و تازه فهمیدم گلی ترقی و داستانهایش هرکدام چه گنجی هستند.این روزها دایم به داستانهایش و شخصیتهای داستانهایش فکر می کنم.به انار بانو در داستان انار بانو و پسر هایش، به امیر علی در جایی دیگر، به پدر در داستان پدر و به گیتی خانم در آن سوی دیوار…

گلی ترقی نمی خواهد دوباره با داستانی با کتاب جدیدی روزگارمان را بسازد؟منتظرم.منتظریم؟

کتابفروشی ها

 

۱-نشر چشمه، خ کریمخان زند، نبش میرزای شیرازی، شمارۀ ۱۶۷، تلفن ۸۸۹۰۷۷۶۶

۲-نشر ققنوس، انقلاب، خ شهدای ژاندارمری، شمارۀ ۲۱۵، تلفن ۶۶۴۰۸۶۴۰

۳-نشر نیلوفر، انقلاب، خ دانشگاه، تلفن ۶۶۴۶۱۱۱۷

۴-نشر مرکز، خ دکتر فاطمی، روبروی هتل لاله، خ بابا طاهر، شمارۀ ۸، تلفن ۸۸۹۶۵۰۹۸

۵-نشر افق، انقلاب، خ ۱۲ فروردین، خ شهید نظری غربی، شمارۀ ۱۸۱ و ۱۸۳، تلفن ۶۶۴۱۳۳۶۷

۶-نشر نی، خ کریمخان، نبش میرزای شیرازی، شمارۀ ۱۶۹، تلفن ۸۸۹۰۱۵۶۱

۷-نشر نگاه، انقلاب، خ ۱۲ فروردین، شمارۀ ۲۱، تلفن ۶۶۴۶۶۹۴۰

۸-نشر قطره، انقلاب، ابتدای وصال شیرازی، پلاک ۹، تلفن ۶۶۴۶۶۳۹۴

۹-نشر علم، انقلاب، روبروی دانشگاه تهران، شمارۀ ۱۳۹۲، تلفن ۶۶۴۶۸۹۳۸

۱۰-نشر نیلا، ولی عصر، بالاتر از زرتشت غربی، نبش نور بخش، بازارچۀ بهرام، کتاب پرچین، تلفن ۸۸۹۱۰۷۹۷

۱۱-نشر مروارید، انقلاب، روبروی دانشگاه، پلاک ۱۳۱۲، تلفن ۶۶۴۰۰۸۶۶

۱۲-نشر اختران، انقلاب، بازارچۀ کتاب، تلفن ۶۶۴۶۲۲۸۲

۱۳-نشر روزنه، خ مطهری، خ جم، خ حجت، شمارۀ ۳

۱۴-نشر هرمس،خ ولی عصر، بالاتر از میدان ونک، شمارۀ ۱۳۳۷، تلفن ۸۸۷۹۵۶۷۴

۱۵-کانون پرورش فکری کودکان و نو جوانان، خ خالد اسلامبولی، تلفن ۸۸۷۱۵۵۴۵

۱۶-نشر پنجره، خ سهروردی شمالی، میدان شهید قندی، شمارۀ ۲۱

۱۷-نشر کاروان، خ کارگر شمالی، نبش پمپ بنزین، خ سر تیپ فکوری، خ شهید صالحی، شمارۀ ۱۸

۱۸-شهر کتاب مرکزی، خ حافظ شمالی، نبش زرتشت شرقی، شمارۀ ۷۴۳، تلفن ۸۸۸۰۶۶۱۸

۱۹-نشر طرح نو، خ خرمشهر، خ نوبخت، کوچۀ دوازدهم، شمارۀ ۱۴، تلفن ۸۸۷۶۵۶۳۴

۲۰-نشر آگه، انقلاب، روبروی دبیر خانۀ دانشگاه، شمارۀ ۱۴۶۸، تلفن ۶۶۴۶۰۹۳۲