آمدم

امروز روز خوبی نبود، آخر از همه با تو صحبت کردم، عصبانی بودم، عصبانی تر شدم از دستِ تو آن قدر که عادت داری همه چیز و همه کس را با متر و معیار خودت بسنجی، خط کشی کنی و نظریه بدهی، از این که عادت داری همه چیز و همه کس را با هم مقایسه کنی. می خواستم همان موقع به خودت بگویم اما نگفتم…
می خواستم بروم کتابفروشی دیدم که حوصله ی حرف های تکراری شان را ندارم، مثل همیشه ادبیات آمریکا این طور است و ادبیات ایتالیا این طور، آمریکای لاتین این طور است و آن طور و چه و چه… نرفتم.
آمدم اینجا و این پست را نوشتم که مطمئنم تو نمی خوانی اش.

Advertisements

آرامش در حضور…

تازه رسیده اید خانه، خسته  اید از یک روز پر کار ،  گرسنه اید  و هیچ چیزی برای خوردن در خانه  ندارید.  در یخچال را باز می کنید  و دنبال خوردنی می گردید…  چند تکه کلم بروکلی توی یخچال دارید  و یک بسته قارچ…  برای شروع
عالی است.
بروکلی ها را از هم جدا کنید و زیر آب خوب بشورید، قارچ ها را زیر آب سرد بگیرید و بعد قطعه قطعه کنید. ماهی تابه را روی گاز بگذارید و کمی روغن زیتون اضافه کنید، چند حبه سیر را پوست بگیرید و توی تابه بیاندازید، اول بروکلی و کمی بعد قارچ ها را اضافه کنید و تفت دهید. به ده دقیقه نرسیده صاحب یک غذای خوشمزه شده اید. توی این فاصله هم حتما دست و رویتان را شسته اید و لباس هایتان را عوض کرده اید. تلویزیون را خاموش کنید، تلفن را از پریز بکشید، سی دی موسیقی مورد علاقه تان را توی دستگاه بگذارید و نوشیدنی دوست داشتنی تان را هم برای خودتان درست کنید.
حالا شروع به خوردن کنید، دنیا و آدم هایش را فراموش کنید، فقط به غذایتان و لقمه هایی که می خورید فکر کنید… در آرامش کامل.