یادم باشد یک روز در ستایش گیره هایِ لباس چیزی بنویسم

???????????????????????????????

 

Advertisements

برایِ رفیقی که نخل ها را دوست داشت!

ایشان عضو تازه یِ خانه ی ما هستند که همین جمعه ی گذشته با آقایِ برادر از گل و گیاه فروشیِ نبشِ جهان کودک خریدیم. آن طور که تویِ گوگل سرچ کردم از خانواده ی نخل بامبو هستند و زادگاه شان مکزیک و آمریکای مرکزی، تا دویست و بیست سانتیمتر می تواند ارتفاع داشته باشد و با حداقل نور هم رشد می کند [اینجا].

بنده اگر به رویِ مبارک شان برنخورد اسم شان را گذاشته ام رام نشده؛ آن قدر که از روزی که آمده تویِ خانه یِ ما یک جا بند نبوده و با همراهیِ آقایِ برادر از این گوشه به آن گوشه ی خانه دنبالِ یک جایی که حال و هوایِ همان مکزیک و آمریکایِ میانیِ خودشان را داشته باشد در حالِ جا عوض کردن بوده و آقایِ برادر هم پشتِ سرِ هم نازشان را کشیده که پرده ها را بکشید مبادا یک وقت نورِ زیاد اذیت شان کند و بادِ کولر را جوری تنظیم کنید که یک وقت بادِ مستقیم زیاد بهشان نخورد و سردشان نشود، برایِ همین یک دانه عکس هم درست وقتی که آقایِ برادر خانه نبود کلی منت شان را کشیدیم تا حاضر شدند یک گوشه بمانند و جلویِ دوربین رخ بنمایند.