هراس

DSC00040

هراسِ از دست دادنت

لیوانی ست که ناگهان از دست می افتد

گلدانی سفالی ست

که در جای خودش محکم است

تکانش می دهی که نیفتد

از دست می رود

 

هراس از دست دادنت

هزار دره در درون دلم باز می کند

سفال های تکه تکه، مثل بغض

در اعماق دره می شکنند

 

هراس از دست دادنت

مادیان سیاهی ست

که ناگهان بخار می شود و

دشت را تاریک می کند

 

هراس از دست دادنت

مشق های شب عید است

تمام نمی شود

و تعطیلات کودکانه را

تا روز سیزدهم

سیاه می کند.

«از مجموعه ی مادیان سیاه– حافظ موسوی– نشر ثالث»

Advertisements