ده دقیقه ی بعد

9

سرِ کار نرفته باشی؛ زنگ بزنی بهش که تو هم از محلِ کارِت مرخصی بگیر و بیا همون کافه ی قدیمی که حالا دستی هم به سر و رویِ دیوارهاش کشیده اند… ده دقیقه ی بعد بهت زنگ بزند که: «مرخصی گرفتم و دارم از شرکت راه می افتم.»

با هم بشینید رویِ همون میزِ سفید کنجِ دیوار، دونات و قهوه ی فرانسه بخورید و گپ بزنید، بهش بگی: «دلم برات تنگ شده بود…» طنینِ خنده هایِ بلندش تویِ کافه یِ خلوت بپیچد… تویِ راه برگشت بهت اس ام اس بده: «دلِ منم برات تنگ شده بود…» طنینِ خنده هایِ بلندت تویِ مترویِ شلوغ بپیچد.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”ده دقیقه ی بعد

  1. سلام. خوبید؟ کم پیدایید
    می خواستم یه کمکی ازتون بگیرم.
    می خوام بهم کتاب هایی رو معرفی کنید که در اون ها به مکان هایی در شهر اهواز یا شهرهای خوزستان اشاره شده. داریم تدارک یه برنامه ای می بینیم در راستای گردشگری ادبی تو اهواز. نمی خوام نویسنده یا کتابی رو از قلم بندازیم. اگه لطف کنی کتاب هایی که به ذهنت می رسه نام ببری ممنون می شم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s