تجربه هایِ کتابفروشی- یک

حاضرند هرچقدر که لازم باشد پایِ این رمان هایِ مزخرف که اسمشان را گذاشته اند عامه پسند پول بِسُلفند و هیچ وقت هم پشیمان نخواهند شد ولی کافی است رمانی بهشان معرفی کنی که کمی جدی تر و سخت خوان تر باشد مطمئن باش که با این دیالوگ روبرو می شوی:

«ده هزار تومن… ده هزار تومن پول پایِ این بدم؟ آخه هر چیزی که ارزش خوندن نداره.»

یک بار یک کدام شان گفت فضایِ رمان هایی که می خوانم تکراری شده –همه عشق و عاشقی هایِ الکی– و دلم یک کارِ جاندار می خواهد که فضایِ متفاوت تری داشته باشد، بهش پیشنهاد کردم سبکِ کتابهایی که می خوانید را عوض کنید و بیایید سراغِ کارهایی که فضایِ جدی تری دارند و عادت می کنیم زویا پیرزاد را دادم که بخواند… دو سه روز بعد با عصبانیت و پر از شکوه و شکایت آمد که: «واقعا این چی بود دادید من بخونم؟» و این که حالم بد شده و سرم درد گرفته از این همه توصیف و چرا آخرش این طور تمام شد و… آخرِ سر هم کار را به جایی رساند که کتاب را ازش پس گرفتیم و ده هزار تومان پولش را پس دادیم تا به قولِ خودش با همان ده هزار تومان کتابی بخرد که حرفی برایِ گفتن داشته باشد و حداقل یک چیزی ازش یاد بگیرد.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”تجربه هایِ کتابفروشی- یک

  1. به نظرم بهتر بود یه رمان داستانی تر با یه پایان مشخص بهش پیشنهاد می کردی. مثلن سو وشون یا همسایه ها یا بادبادک باز یا خرمگس یا مثلن یه چیز بامزه مثل بوی سنبل عطر کاج (البته فکر کنم چاپ نمیشه، همسایه ها هم چاپ نمیشه راستی! ای بابا) به هرحال کتاب پیرزاد برای همچین کسایی زوده و سخته

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s