خودت را نکش

کارلوس، آرام بگیر، عشق
همین است که می بینی:
امروز بوسه، فردا بی بوسه
پس فردا، یکشنبه است و
هیچ کس نمی داند حکایت دوشنبه چیست.
نه جان سختی ثمری دارد
نه خودکشی.
اما خود را نکُش، خود را نکُش.
تمام و کمال، خود را نگهدار برای عروسی
گیرم کسی نداند آیا و کی خواهد بود.
«کارلوس دروموند دآندراده- از مجموعه ی چیزی تو کشو نیست، گزیده ی شعر و عکس جهان- ترجمه ی محمدرضا فرزاد»
Advertisements