بُرهان

برهان

نمایش هایِ محمد یعقوبی جان دارند؛ همیشه نشانه ای از زمانه و جامعه ایِ که در آن زندگی می کنیم را تویِ خودشان دارند، یعقوبی بیشتر وقت ها با هوشمندی واکنش ها و دغدغه هایش را درباره ی مسایلِ سیاسی و اجتماعیِ جامعه ی اطرافمان در قالبِ نمایش نامه می ریزد و حظ ش را ما تماشاگرانش می بریم.

 وقتی فهمیدم یعقوبی نمایش نامه ی برهانِ دیوید اوبورن آمریکایی را که برنده ی جایزه ی پولیتزر شده و تویِ ایرانِ خودمان هم نشر افراز با ترجمه ی امیرحسین طاهری چاپ اش کرده برای اجرا انتخاب کرده است، کنجکاو بودم بدانم چه حرف و دغدغه ی مشترکی باعث شده یعقوبی که خودش نمایش نامه نویس قدری است، سراغِ یک نمایشنامه ی آمریکایی برود؟ نمایش نامه را خریدم و تا نیمه هم خواندم ولی آن قدر جذبم نکرد و خواندنش را ادامه ندادم، با خودم فکر کردم شاید در اجرایِ یعقوبی با چیزهایِ تازه ای روبرو بشوم. از کسانِ دیگری که اجرایِ یعقوبی را دیده بودند شنیده بودم که یعقوبی نمایش نامه را اصطلاحا مالِ خودش کرده است، خانواده ی آمریکایی نمایش نامه ی اوبورن تبدیل به خانواده ی ایرانی الاصل آمریکایی شده اند و حتی پایان بندیِ کار هم تغییر کرده است.

 هفته ی پیش که اجرایِ یعقوبی را در فرهنگسرایِ نیاوران دیدم باز هم همان چیزهایی که باعث شد خواندنِ نمایش نامه ی اوبورن خیلی به مذاقم خوش نیاید اذیتم کردند. بله؛ برهانِ نمایش نامه ی جانداری است، درامِ قوی ای دارد و نویسنده در هر پرده اش برایِ خواننده و تماشاگر برگِ تازه ای رو می کند، ایده هایی که یعقوبی به متن تزریق کرده مثلِ صحنه ی مشاعره ی کتایون و پدرش یا اصرار همایون به تلفظِ درست بعضی کلمات یا حتی صحنه ی پایانی که پدر و دختر تویِ حیاط خلوتِ خانه رویِ تاب نشسته اند و درباره ی برهان با هم حرف می زنند و همین طور عنوان هایی که برایِ هر صحنه انتخاب کرده به همذات پنداریِ بیشتر تماشاگر با نمایش کمک کرده اند. برهانِ یعقوبی بازی هایِ خوبی هم -منهای مورد آیدا کیخایی- دارد، این نوع بازیِ بیرونی و عصبی آیدا کیخایی با داد و فریادهایِ فراوان را این اواخر زیاد دیده ایم که تکرارش هم تماشاگر را آزار می دهد و هم او را از دیدنِ یک بازیِ تازه از بازیگرِ باهوشی مثلِ کیخایی محروم می کند، از آن طرف علی سرابی و بخصوص بهنوش طباطبایی فوق العاده اند و تماشاگر را غافلگیر می کنند.

بله به قولِ دوستم محمد بعد از مدت ها اجرایی دیدیم که موضوعش خیانت زوج ها و مصائبِ زندگیِ طبقه ی متوسط شهری و پنهان کاری نبود، اما بُرهان چه حرفِ تازه ای برایِ ما دارد؟ ما با آدم هایِ برهان چه دغدغه یِ مشترکی داریم؟ برهان چه نشانه ای از زمان و روزگارِ ما دارد؟ جوابِ همه ی این سوال ها یک هیچ بزرگ است. نمایشنامه نویس و کارگردانی که یک دقیقه سکوت و زمستان 66 و خشکسالی و دروغ و نوشتن در تاریکی را در اعتراض یا واکنش به وقایعِ جامعه یِ اطرافمان نوشته بود کجایِ برهان پنهان شده است؟ و اصلا یعقوبی که نویسنده ی خوبی است چرا یک متن خارجی را برایِ اجرا انتخاب کرده است؟ این سوالِ آخر را پیمان معادی در شماره ی تازه ی مجله ی تجربه از محمد یعقوبی پرسیده است و یعقوبی پاسخ داده است: «برای نوشتن خیلی موضوع دارم، اما احساس ناامنی می کنم و می گویم چرا باید بنویسم؟»

ن ا ا م ن ی

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s