نگارِ ما گفت

ماهنامه ی تجربه تویِ شماره ی تازه اش -شماره ی هجدهم- مصاحبه ای کرده با نگار جواهریان که این اواخر هم فیلمِ بی خود و بی جهت را رویِ پرده و هم تئاتر دیوار چهارم را رویِ صحنه داشت، به سبکِ و شیوه ی اکثرِ مصاحبه هایِ تخصصی اینجا هم نگار جواهریان بیشتر درباره ی همین دو کاری که داشته حرف زده و این که هر قدر جلوتر می رویم انگار اوضاع و احوالِ مان بدتر می شود. سوالِ آخرِ مصاحبه شونده چیزِ دیگری است: «زمان هایِ غیرِ از کار را چه باید کرد؟» و جوابِ نگار جواهریان چیزی است که دوست داشتم اینجا بنویسم اش:

نگار جواهریان

«باید کار کرد… این روزها هم چنان روزهایِ سختی اند و تمامی ندارند، ولی خدا را شکر که کمی برف آمده و همه جا سفید شده. در این روزهایِ سخت فقط می شود حداقل به این فکر کرد که زمان هایِ بیکاری چی اند و چه اتفاق هایی در آن ها می افتد که قطعا آن ها را بعدا دور نمی ریزیم. حالا هرکس یک کاری می کند که به نظرم خیلی شخصی است؛ یکی ممکن است چای هایِ میوه ای مختلف جمع کند، یا علاقه اش شناختن قهوه ها باشد، یا شکلات هایِ مختلف؛ یکی ممکن است بدود، یکی ممکن است دلش بخواهد آشپزی کند و مثلا پایِ سیب بپزد و بالاخره باید یک جوری، با هر راهی که شده، از حجم سنگینِ این روزها کم کرد.»

باید از حجمِ سنگین این روزها کم کرد… یک جوری… یک جوری… یک جوری…

Advertisements