زندگیِ خصوصیِ آقا و خانم میم

یک بار می خواستم داستانی بنویسم درباره ی زن و مردی که با هم دعوایِ سختی می کنند، روزِ بعد از دعوا وقتی زن بیست دقیقه، نیم ساعتی دیر تر از همیشه از محلِ کار به خانه برمی گردد اول ترس و بعد شک به جانِ مرد می افتد. ترس از این که زن دیگر به خانه برنگردد و شک و تردید بابتِ این که زن کجا می تواند رفته باشد؟ سراغِ چه آدمی رفته است؟ مشغولِ چه کاری است و اصلا مرد باید کجا دنبالِ زن بگردد؟

زندگی خصوصی اقا و خانم میم

وقتِ دیدنِ زندگیِ خصوصی آقا و خانم میم داشتم به این طرحِ داستانی که نوشتن اش هیچ وقت به نتیجه یِ خاصی نرسید فکر می کردم؛ سوالِ پایانیِ آوا از محسن تویِ ماشین وقتی آن دو پشتِ چراغ قرمز مانده اند، دقیقا جایی که آوا می پرسد وقتی محسن تویِ لابی هتل دنبالِ آوا می گشته چه سوالی ذهنش را درگیر کرده بوده است؟، مخاطب را عمیقا به چالش می کشد و کدام مردی است که حداقل یک بار تویِ چنین موقعیتی گیر کرده باشد و سوال هایی از این قبیل که « زن ممکن است کجا یا سراغِ کدام آدم رفته باشد؟» ذهنش را مشغول نکرده باشد؟ خیلی دوست دارم جوابِ محسن به سوالاتِ آوا و حتی برخوردِ محسن و آوا را بعد از آن طور سیلی زدنِ محسن به صورتِ آوا -که واکنشی طبیعی است وقتی زیرِ رگبارِ سوالات آوا قرار گرفته و خودش هم می داند که گفتنِ حقیقت در جوابِ سوالاتِ آوا خیلی برایش گران تمام می شود- و ترک کردنِ ماشین توسطِ آوا و بعد دویدنِ محسنِ دنبالِ آوا بینِ ماشین هایی که همه شان پشتِ چراغ قرمز تویِ ترافیک گیر افتاده اند بدانم و ببینم.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”زندگیِ خصوصیِ آقا و خانم میم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s