گرم و امن

هنوز بچه ای، هنوز عادت نکرده ای تک و تنها تویِ اتاقِ خودت بخوابی، این تک و تنها خوابیدن برایِ تو هنوز مفهومی ندارد… خودت را به زور تحمیل می کنی، تویِ اتاق مامان و بابا، رویِ تختِ شان، بینِ هر دو نفرشان می خوابی… آن وسط وقتی خودت را چسبانده ای به مامان، سرت را فرو کرده ای بین موهایِ مامان، یا دست هایت را گذاشته ای رویِ شانه هایِ بابا و خواب رفته ای… حسِ امنِ آن لحظه؛ همان را الان، همین الانِ الان می خواهم.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”گرم و امن

  1. سلام.
    این کامنت برای نوشته بالاییه.
    لیست کتابهای نخریده من همینطور داره بالا بلندتر میشه. بالا بلندتر از هر بلند بالایی لابد.
    رحم کن لطفا 🙂

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s