اخلاق در خانواده

پنجره ی آشپزخانه را باز گذاشته ام، زن و مردِ همسایه ی پایینی افتاده اند به جانِ هم و صدایِ شان تا تویِ اتاقِ من هم می آید:

– پدر سوخته ی عوضی…

– آشغال اجازه نداری راجع به پدرِ من حرف بزنی، پدرِ من آدمِ کمی نبود که تویِ کثافت بهش توهین کنی.

– من دهنم رو باز می کنم هرچی از دهنم دربیاد نثار تو و جد و آبادت می کنم…

– سرِ من داد نکش، سرِ من داد نزن… صدبار بهت گفتم اون صدایِ بلندت حالم رو بد می کنه.

– به درک، به جهنم…

بعد دیگر گوش نمی کنم، همین «به جهنم» گفتن شان تویِ گوشم طنین انداز می شود، زنگ می زند و صدبار، هزار بار پشتِ سرِ هم تکرار می شود. شب که کنارِ هم رویِ یک تخت می خوابند حالشان از هم به هم نمی خورد؟ وقتِ بوسه هایِ اتفاقی شان یا وقتی تنِ هم را نوازش می کنند چی؟ وقت عشقبازی که قربان صدقه ی هم می روند این همه فحش و فضیحت که نثارِ هم کردند یادشان نمی آید؟ دیوانه شان نمی کند؟ یا آن وقت هم هرکدام فقط به لذتِ خودشان فکر می کنند و بعد هم می روند پیِ کارِ خودشان؟

زیادی شلوغش کردم؟ زیادی وارد جزئیاتِ ماجرا شدم؟ هوم؟

Advertisements

یک دیدگاه برای ”اخلاق در خانواده

  1. من هم همیشه وقتی‌ که می‌بینم زوجی به هم توهین میکنند یا بد حرف میزنند همینطور فکر می‌کنم! حتی اگربه قولِ سورمه یکی‌ شب رو کاناپه بخوابه بالاخره دو روز بعد که با هم خوب میشند و کنارِ هم می‌خوابند …. از عشق و دوست‌داشتن هم که بگذریم دیگه هیچ حرمتی باقی‌ نمی‌مونه و هر برخوردی عادی می‌شه … حسِّ بدیه!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s