ضد گلوله ی غیرِ مجاز

فیلمِ اولِ مصطفی کیائی؛ بعدازظهر سگیِ سگی فیلمِ خوبی نبود… کمدی ای بود شبیه خیلی از کمدی هایِ دیگر سینمایِ ایران که یک بار ببینی و به بعضی از بامزه بازی هایِ مجید صالحی و رضا عطاران و علی صادقی بخندی و بعد فیلم را فراموش کنی. اما ضد گلوله، فیلمِ دومش با فیلمنامه ای کار شده و دو بازیِ خوب از مهدی هاشمی و ژاله صامتی که در جشنواره ی پارسال نمایش داده شد نشان از کارگردانِ باهوشی داشت که فیلمش خیلی راحت می توانست به دامِ شعارزدگی و کلیشه گرفتار شود اما با هوشمندی از این دام گریخته بود. کمدی ای که می خنداند، تماشایش به تماشاکر لذت می داد و در بازسازیِ فضایِ دهه ی شصت هم تا حد زیادی موفق بود.

ضد گلوله روایت مردی است به نامِ سلیم که در تهران دهه ی شصت مشغول تکثیر و قاچاق نوارهایِ لس آنجلسی و فیلم های ویدئویی است. او متوجه می شود که دو ماهِ دیگر بیشتر زنده نیست و برایِ این که بعد از مرگ نامِ نیکی از او به یادگار بماند و خانواده اش هم منتفع شوند تصمیم می گیرد به جبهه برود و آنجا شهید شود. در ضد گلوله درست برخلافِ لیلی با من است شخصیت اصلی به استقبالِ خط مقدم و شهادت می رود، اما هرچه تلاش می کند شهادت برایِ او دست نیافتنی تر می شود.

ضد گلوله شبیهِ دیگر فیلم هایِ جنگیِ ما نیست که آدم ها وارد فضایِ جنگ می شوند و همه در آنِ واحد تغییر می کنند و تبدیل به عارف و روحانی می شوند، سلیم آدمی معمولی است که دلمشغولی هایِ خودش را دارد و در حد و اندازه ی خودش از فضایِ جبهه و جنگ برداشت می کند، قهرمانِ فیلم ریاکارانه اصلاح نمی شود، فیلم جایگاهِ جبهه و شهادت را آن قدر عظیم و دست نیافتنی نشان می دهد که شخصیتِ سلیم توان درک آن را ندارد و می گوید که برایِ شهادت اول آدمیت نیاز است و هر آدمی از مسیرِ خاص خودش به رستگاری می رسد. پایانِ فیلم بیست سال بعد را نشان می دهد که سلیم هنوز همان آدم قبلی و مشغولِ کپی کردن دی وی دی است در حالی که تصاویر شهدا را در قاب گرفته و گوشه ی دیوارِ خانه آویزان کرده است.

فیلم در جشنواره ی فجر در پنج رشته نامزد بود و سیمرغِ بلورین بهترین فیلمنامه و دیپلم افتخار بهترین فیلم را هم گرفت، آن هم در سالی که از نظر هیئت داوران هیچ فیلمی شایستگیِ دریافت عنوانِ بهترین فیلم را نداشت. در نظرخواهیِ مجله ی فیلم هم ضد گلوله در رده ی هشتم قرار داشت.

حالا ظاهرا همانِ پایانی که نقطه ی تمایز و قوتِ فیلم هم بود مشکل ساز شده و اداره نظارت و ارزشیابی اعلام کرده که در صورتی به فیلم اجازه اکران می دهد که سکانس آخر فیلم حذف بشود، در حالی که با حذف سکانس آخر حرف فیلم کلا عوض می شود. مصطفی کیائی با روزنامه وطن امروز مصاحبه ای کرده و از شرایط و وضعیتِ عجیبی که برایِ اکران ضدگلوله پیش آمده حرف زده، سایت کافه سینما هم متنِ کاملِ مصاحبه را منتشر کرده است [اینجا]. آدم مصاحبه را می خواند و با خودش فکر می کند استعدادهایِ فیلمسازی جوانی مثل کیائی با این همه فشاری که بهشان وارد می شود مگر مرض دارند که این همه سختی و مرارت را به جان می خرند؟ آن طور که کیائی در مصاحبه گفته برایِ اکران عید بهشان اعلام کرده اند که اگر پایانِ فیلم را حذف می کنید در اکران عید از شما حمایت می کنیم و اگرنه بروید فیلم تان را در طولِ سال اکران کنید، کیائی و تهیه کننده هم تصمیم می گیرند که قید اکرانِ فیلم در عید نوروز را بزنند و فیلم را در طولِ سال اکران کنند و حالا که دنبالِ اکرانِ فیلم اند بهشان اعلام شده که پایان فیلم حتما باید تغییر کند:« درباره حذف سکانس انتهایی حرف‌های متناقضی می‌‌زنند که مرا عصبی کرده. من اصلا فرهنگ دروغ و جلسات بیرونی، مطبوعات و این همه تناقض را نمی‌فهمم. من خدمت آقای سجادپور می‌‌روم ایشان می‌‌گویند اصلاحیه باید اعمال شود، می‌‌گویم اصلاحیه را اعلام کنید، می‌‌گویند پایانش باید تغییر کند. من هم پاسخ دادم به انتهای فیلم دست نمی‌زنم. روزنامه‌ها و خبرگزاری زنگ می‌‌زنند و می‌‌گویند چه خبر از اکران فیلم؟ من هم جواب می‌‌دهم پروانه نمایش نداریم که فیلم را اکران کنیم. آقای سجادپور سریعا در باشگاه خبرنگاران مصاحبه می‌‌‌کنند و می‌‌فرمایند «ضدگلوله» پروانه دارد و هیچ اصلاحیه‌ای نخورده است. آقای کیایی برای فضاسازی تبلیغاتی فیلمش این کار را می‌‌کند که فیلمش بزرگ شود و در اکران موفق شود! به شوشتر زدند گردن مسگری… حکایت فیلم ماست. جای دیگری مشکل داشتند و فیلم‌ها را پایین کشیدند، الان از این طرف بام پایین افتادند. فیلمی که ارزشی است، پیام دارد و در جشنواره تقدیر و تحسین شده را قربانی می‌‌کنند.»

همه ی این اتفاق ها هم دارد برایِ فیلمی می افتد که در جشنواره نمایش بدونِ حاشیه ای داشت، قبل از جشنواره پروانه نمایش دائم گرفت و تقریبا همه ی طیف ها درباره ی فیلم نظر مثبت داشتند. اما اتفاقاتِ اکران نوروز مدیران سینمایی را حساس کرده و این وسط آدم هایِ مستقل باید ضربه بخورند و خودتانِ قضاوت کنید چقدر باید به یک فیلمساز فشار وارد بشود که بیاید این حرف ها را بزند و مگر دیگر چطور می توان انگیزه های یک نفر را گرفت و او را از فیلم ساختن ناامید کرد؟

« من آدمی هستم که باج نمی‌دهم. نمی‌توانم بروم در دفتر مدیر نظارت و ارزشیابی بنشینم، التماس کنم تو رو خدا فلان کنید. این فیلم در زندگی من به عنوان سند خواهد ماند. 10 سال دیگر مصطفی کیایی را با این فیلم‌ها ارزیابی می‌‌کنند. مثلا آقای شمقدری را می‌‌خواهند بسنجند قطعا با معروف‌ترین اثرش خواهند سنجید. من اگر این فیلم را تغییر بدهم، دیگر این فیلم من نیست، این فکر من نیست. این مهم‌ترین نکته فیلم من است و نکته بدی هم نیست که بر آن پافشاری می‌‌کنم. همه در ایام جشنواره می‌‌گفتند این پایان فیلم است که آن را از «لیلی با من است» متمایز می‌‌کند، حالا من به همان بخش آسیب بزنم و آن را حذف کنم؟ خب دیگر فیلم من نیست. آقای سجادپور 6 ماه الی یک‌سال دیگر می‌‌رود سیاست‌های دولت سال دیگر تغییر می‌‌کند، من چرا این وسط برای فیلمم کوتاه بیایم؟ من اگر کاسب بودم اوضاع فرق می‌‌کرد. آقایان فکر می‌‌کنند ما کاسب هستیم، آمده‌ایم در سینما یک چیزی ساختیم، سر و تهش را بزنیم، 400 تومان می‌‌فروشد، می‌رویم فیلم دیگری می‌‌سازیم، اصلا فیلم ساختن به هر قیمت برایم مهم نیست. به من پروانه ندهند بگویند کار نکن، می‌‌روم مسافرکشی می‌‌کنم، شرف دارد به سینمایی که هرکسی از راه برسد سلیقه‌اش را در اثر دیگران لحاظ کند. من مسافر‌کشی کنم بهتر است با این دوستان تعامل کنم. من تعاملم را تا جایی که عرف، حق و منطق است انجام می‌‌دهم.»

اسمِ اولیه ی فیلم غیرمجاز بود که اداره نظارت و ارزشیابی با این اسم هم موافقت نکرد و آخر سر اسم ضد گلوله برایِ فیلم انتخاب شد. کیائی در یادداشت اش برایِ شماره ی ویژه ی جشنواره ی مجله فیلم نوشته بود: «امیدوارم روزی برسد که مدیران تصمیم گیرنده حداقل این اجازه را به ما بدهند نامی را که دور از هنجارهای جامعه هم نیست، برای فیلم هایمان انتخاب کنیم. امیدوارم آن هایی که میزی دارند و پستی، یادشان باشد همه ما درگیر جنگی بودیم که متعلق به همه ماست نه در انحصار کسانی که واژه دفاع مقدس و سینمای دفاع را از آن خود کرده اند. چه قدر سخت بود تا به خیلی ها بفهمانیم ما هم متعلق به این سرزمینیم و این جا بزرگ شده ایم، حواس مان به خیلی چیزها هست، نترسید، لختی هم به ما فرصت بدهید…»

امیدوار باشیم.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”ضد گلوله ی غیرِ مجاز

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s