نارنجی پوش؛ من نمی فهمم مردم با کی ان؟

بارِ اول نارنجی پوش را در نمایشِ جشنواره ای اش دیدم و فیلم خسته ام کرد؛ آمدم و اینجا نوشتم: «آقای مهرجویی چرا با ساختنِ آسمان محبوب و نارنجی پوش اصرار دارید خاطره ی خوشِ تماشایِ فیلم هایِ قبلی تان را هم خراب کنید؟»

بارِ دوم فیلم را همین دو سه هفته ی پیش دیدم و این بار شاید ساختارِ سرخوشانه و انرژی ای که فیلم داشت من را همراهِ خودش برد. بله، قبول دارم نارنجی پوش با هر معیاری فیلمِ متوسطی در کارنامه ی فیلمسازیِ داریوش مهرجویی است، تحول حامد آبان و این که با خواندنِ یکی دو کتابِ فنگ شویی تصمیم به تغییر شغل می گیرد به شدت زمخت و گل درشت است، چند تا از شخصیت هایِ فرعیِ فیلم کارکردی در طولِ داستان ندارند و قابل حذف اند، بعضی از سکانس ها و ایده هایی که واردِ فیلم شده اند و حتی دیالوگ هایی که از زبانِ بازیگران در این سکانس ها می شنویم سرسری برگزار شده اند به طورِ مشخص سکانس هایی که خبرنگاران و گروهِ فیلمبرداری سراغِ حامد آبان می روند یا فصلِ انتهایی فیلم و حضور شهردار که از شدتِ شعاری بودن آدم را عصبی می کند و مشخص نیست چرا مهرجویی در این چند فیلمِ آخر خیلی حوصله ی پرداختن به جزئیات را ندارد؟ از آن طرف چند سکانسِ فوق العاده در فیلم  داریم که تماشاگر را به شدت متاثر می کنند، مثلِ اولین حضور نهال نهاوندی و مشاجره اش با حامد آبان در جشنِ تولد پسرشان یا حضورِ این دو نفر در دادگاهِ خانواده یا سکانسی که نهال نهاوندی، معلمِ پسرش را به خانه دعوت می کند و او را به خاطرِ وارد شدن به زندگیِ زنی دیگر شماتت می کند که قدرت شان را از اجرا و کارگردانیِ داریوش مهرجویی می گیرند.

نارنجی پوش زباله و آشغال را مظهر تمام انرژی هایِ منفیِ معرفی می کند که رویِ روح و روانِ ما تاثیر می گذارد و زندگیِ مان را نابود می کند، ولی آیا نمی شود همین آلودگی هایِ ظاهری را که فضایِ زندگیِ ما، از کوچه و خیابان و جاده و بیابان و دشت و ساحل و دریا و کلا محیطِ زیستِ ما را فرا گرفته اند به نوعی نمادی از دروغ، فساد، تزویر، ریا و بی اخلاقیِ محیطِ سیاسی و اجتماعی و فرهنگی مان و به عنوانِ نشانه ای از نزولِ ارزش هایِ اخلاقی در نظر گرفت؟

انگار که داریوش مهرجویی در مقامِ دانایِ کل به ما می گوید به جایِ فرار از این همه کثافت و آلودگی که خلق مان را تنگ کرده و فراموش کردن وظیفه ی فردی و زندگی در یک جامعه ی پر از تناقض خودمان آستین هایمان را بالا بزنیم، فضایِ سیاسی و اجتماعی و فرهنگی مان را آشغال زدایی کنیم و آن وقت شاید اتفاق هایِ بهتری برایمان افتاد.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”نارنجی پوش؛ من نمی فهمم مردم با کی ان؟

  1. شایدم منظورش همون آشغال بوده… مردمی که آشغالشون رو به راحتی از پنجره ی ماشینشون پرت می کنن بیرون و جنگل و دریا و رودخونه رو که این همه مایه ی آرامش و حال خوش هممونه به راحتی به گند می کشن، فکر نمی کنم بتونن دروغ نگن. اینا همه به هم مربوطه، لازم نیست حتمن استعاره باشه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s