پیر خرفت

وقتی عادت داری از زن ها تعریف و تمجید کنی، مشکل متوجه می شوی که زمانِ این کارها گذشته و زن ها به چشم یک پدر و حتی به چشم یک پدربزرگ نگاهت می کنند. سخت است، بخصوص از این جهت که هر مرد بالغی توی کله اش، کله دیگری هم دارد: کله ی بیرونی چروکیده است و موهای جوگندمی، دندان های پوسیده و چشمانی متورم و کبود دارد؛ در صورتی که کله ی درونی، مثل دوران جوانی اش هیچ تغییری نکرده، موهای مشکی و پرپشت، صورت صاف، دندان های سفید و چشمانی شاداب دارد. کله ی درونی به تصور این که مرئی است، زن ها را هوس انگیز نگاه می کند. در صورتی که زن ها کله ی بیرونی را می بینند و می گویند: «شازده رو نیگا! فکر نمی کنه جای پدربزرگمه؟»

«آلبرتو موراویا- از مجموعه ی آدم بدشانس– ترجمه ی مژگان مهرگان- کتاب خورشید»

Advertisements