مرغ ترشِ مسعودی!

مامان و بابا نیستند و دارم روزهایِ هیجان انگیزی را اَل آشپزی می گذرانم؛ یعنی یک چیزهایی را با هم ترکیب می کنم و معجون هایِ غریبی درست می کنم که بابا اگر بود اسمشان را می گذاشت غذاهایِ چرت و پرت و خودم از خوردن شان کیف می کنم.

بعد دیروز هوس مرغ ترش کرده بودم و چون تا حالا نخورده بودم نمی دانستم اصلا چه جوری است و چه طعم و مزه ای دارد؛ زنگ زدم این آشپزخانه ی نزدیک خانه مان -از این هایی که اسم شان را گذاشته اند غذای خانگی و چقدر هم تعدادشان زیاد شده- گفت: «مرغ ترش را تویِ منو داریم ولی امروز برایمان نیاورده اند.» پیش خودم فکر کردم چرا خودم دست به کارِ درست کردنش نشوم؟ توی گوگل اسم مرغ ترش را سرچ کردم، همه ی دستورها برایِ پختنِ مرغ سبزی می خواستند و از جمله یک سبزی محلی به اسمِ خلی واش که من نداشتم، این است که دست به دامنِ کتابِ مستطابِ آشپزی عمو نجف مان شدم که توی فصلِ شصت و هشتم اش با عنوانِ کلی خوراک مرغ، دستورِ یک غذای گیلانی به اسم ترشه کباب را داده که من همان را با تغییراتی به نیت مرغِ ترش درست کردم. چه جوری؟

سینه های مرغ را تویِ روغن تفت دادم و کنار گذاشتم. از آن طرف پیاز حلقه حلقه را کف قابلمه چیدم، مرغ ها را رویِ پیازها و سیب زمینی هایِ حلقه شده را رویِ مرغ ها و گوجه فرنگی هایِ درسته را رویِ سیب زمینی ها گذاشتم. بعد عمو نجفِ مان گفته بود آب نارنج را باید روی همه ی این ها بریزید و زردچوبه و کمی دارچین و نمک و فلفل هم بپاشید، حالا مساله این جا بود که اصلا اشاره ای به مقدار آب نارنج نکرده بود و بعد من آب نارنج تویِ خانه نداشتم. باید از یک نفر می پرسیدم، خانم لام بهترین گزینه بود که در آن لحظه تلفن شان خاموش بود، خانم ز هم که نزدیک ترین فرد به خانم لام بود جواب نمی دادند، این جا بود که تصمیم گرفتم آبلیموی دست سازِ مامان را که تویِ یخچال داشتیم جایگزین آبِ نارنج کنم و مرغِ ترشِ ابداعی خودم را بپزم…

بعد امروز صبح که داشتم این ها را برایِ یکی از همکار هایِ شمالی م تعریف می کردم با چشم هایِ گرد شده گفت: «برایِ تو طعم و مزه ی آب نارنج با آبلیمو فرقی نداره؟» و دستورِ مرغ ترشی را داد که با دستور پخت همه ی مرغ ترش هایی که من از این ور و آن ور خوانده بودم فرق داشت؛ این جوری که مرغ ها را باید با رب نارنج و سبزی محلی تفت داد و بعد لای پلو گذاشت تا دم بکشند.

و حالا که چند ساعتی از خوردنِ مرغ ترشِ ابداعی خودم گذشته و هنوز سالمم یک نفر بیاید برای من مشخص کند که بالاخره کدام یکی از این ها مرغ ترش اند و این معجونِ پیاز و سیب زمینی و سینه ی مرغ و آبلیمو که من امروز از گلویم پایین رفت اسمش چی می تواند باشد. هان؟

Advertisements

یک دیدگاه برای ”مرغ ترشِ مسعودی!

  1. مسعود جان،
    ترشه کباب یه غذای کاملا متفاوته و تقریبا همینیه که دریابندری گفته. چیزی که شما درست کردی ترشه کبابه. با مرغ و گاهی با کتلت هم درستش می‌کنن و ته مزه‌ی ترشی داره. روش خیلی ساده‌تر درست کردن‌ش هم تفت دادن مرغ لای رب و آبلیمو هست و اضافه کردن خلال سیب زمینی و الخ.

    واویشکا رو هم امتحان کن. تو گیلان واویشکا مدل‌های مختلف داره. شیویده واویشکا. واویشکای روغنی. واویشکای گوجه. واویشکای پیاز که اکثر این‌ها محلی‌ان.

    خوش باش از لذت‌های که می‌بری.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s