پله آخر

آمدم اینجا بنویسم که تا اطلاع ثانوی عاشق و شیفته ی فیلمِ «پله آخر» علی مصفا شده ام؛ یک عاشقانه ی آرام که اقتباس ادبی از دو داستان «مردگان» جیمز جویس و «مرگ ایوان ایلیچ» تولستوی هم به حساب می آید و به شیوه ی جریان سیال ذهن و درهم ریختگی زمانِ رخدادها روایت می شود.

«لعنت به این طاقچه ها، آخرش هم صاف از آب در نیومد. سمت چپش پنج شیش میلی متر پایین تر افتاد. هنوز هم هروقت نگاهش به این طاقچه ها می افتاد حرص می خورد. زندگیش پر بود از این جزییات… زندگیش… زندگی خسرو بسیار خالی، بسیار معمولی و بسیار وحشتناک بود… وحشتناک. موجودی که تمام فکر و ذکرش صاف ساختن ساختمون ها بود. ساختمون های زشت، باب سلیقه کج و کوله دیگران. هیچ وقت مثل لیلی عاشق نشد یا مثل پسرکی که به خاطر اون مرده بود. هیچ وقت جراتی نداشت. تنها شاهکارش ساختن همین خونه بود که به میل خودش ساخت. با دقت و وسواس، بدون هیچ بی سلیقگی و خراب کاری. مگر البته، یه خراب کاری بزرگ.»

+ قسمتی از فیلم را [اینجا] ببینید.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”پله آخر

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s