شبِ من

یک وقت هایی که آدم از فشارِ بیهودگی زندگی و دنیایِ اطرافش به خواب پناه می برد و به جایِ رویا ها و آرزوهایِ رنگیِ تغییر زندگی و دنیایِ اطرافش که زمانی داشت فقط به یک خوابِ طولانی فکر می کند که اگر شد تا ابد هم طول بکشد.

مشکلِ امروز صبح ام وقتِ بیدار شدن این بود که نه توانایی بلند شدن داشتم و نه انگیزه و انرژی ایی…

Advertisements

یک دیدگاه برای ”شبِ من

  1. مسعود جون ما احوالاتمان تا جدی بهتر شده و تصمیم گرفتیم که بهتر هم بشود و از آنجایی که اراده مان تقریبا قوی است حتما میشود . (یهو حس کردم دارم پیر و فرسوده میشم و باید خودم روجمع کنم)
    آقا تو هم بلند شو . یه سفر بیای اهواز همه چیز اکی میشه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s