شعله هایِ آبیِ برف

حایل

میان من و هیچ

آرزوی گمشده‏ای نیستی.

اما

دانه‏هایِ برف

بر شقیقه های من

ترجمانِ سپیدچشمیِ زمان است.

و بهاری که بازوانت

بر شانه‏ام گسترانده

در شعله های آبیِ این برف

آب می‏شود.

«عباس صفاری- از مجموعه‏ی تاریکروشنا– نشر مروارید»

Advertisements