اوینی‏ها

رفته بودم انزلی پیشِ آقایِ برادر، می‏نالید: «سه روزِ داره بدون توقف بارون میاد، از تویِ آسایشگاه نمیشه تکون خورد، هیچ کاری نمیشه کرد.»

بعدش گفت: «اینایی که تویِ اوین هستن چی کار می‏کنن تو این هوا؟ چطوری تاب میارن؟ چطوری از پا در نمیان؟»

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s