مادام بوواری

1. ایتالو کالوینو در کتابِ «چرا باید کلاسیک‏ها را خواند؟» می‏نویسد که هرکس باید کلاسیک‏های خودش را بازبشناسد، اثری که نتواند در مقابلِ آن بی‏تفاوت بماند و احتمالا در تقابلِ با آن بتواند به تعریفِ تازه‏ای از خودش برسد. یکی از قفسه‏هایِ کتابخانه را خالی کرده‏ام و دارم خودم را وادار می‏کنم که کلِ این تابستان و پاییزِ پیش‏رو دست از باسن فراخی بردارم و آثار کلاسیک را بخوانم، شاید کمی هم از عذابِ سنگین و همیشگیِ نخواندنِ کلاسیک‏ها کم بشود، البته اگر دغدغه‏ها و گرفتاری‏های روزمره و هزار و یک مشکلِ دیگر اجازه بدهد.

2. با «مادام بوواری» گوستاو فلوبر شروع کرده‏ام؛ خیلی هم دلیل خاصی ندارد، جز این‏که یک روز تویِ کتابفروشی یکی از رفقا رفته بود بالای منبر و درباره‏ی شخصیتِ «اما بوواری» داد سخن می‏داد و من با دهانِ باز نگاهش می‏کردم و کلمه‏ای برایِ گفتن نداشتم. تویِ کتابفروشی کتاب را برداشتم و ورق زدم و دیدم همان ابتدایِ کتاب از قولِ امیل زولا نوشته‏: «همه کتاب‏هایی که ما می‏نویسیم و به نظرمان واقعی می‏آیند در مقایسه با اثر فلوبر کارهایی سطحی و احساساتی‏اند و به دردِ تماشاخانه می‏خورند.» بعد ادامه داده بود که خیلی از منتقدان و نویسندگان فلوبر را آغازگر رمان مدرن و این دو اثر را سنگ‏های زیربنای شیوه داستان سرایی امروزی می‏دانند. همان شب مادام بوواری را با جلو شومیز و ترجمه‏ی مهدی سحابی خریدم و بعد تصمیم گرفتم یک برنامه‏ی کلاسیک‏خوانی بریزم.

3. ماریو بارگاس یوسا در کتابِ «عیش مدام»‏اش می‏نویسد که خیلی از شخصیت‏های داستانی تاثیری آن‏چنان ژرف بر زندگیِ ما می‏گذارند که بسیاری از آدم‏هایِ واقعی که می‏شناسیم قادر به آن نیستند و «اما بوواری» یکی از این شخصیت‏هاست. اما دختری است روستایی و جاه‏طلب که با پزشکی به اسم «شارل بوواری» آشنا می‏شود و با او ازدواج می‏کند؛ آدمی میان‏مایه که هیچ‏چیزی از زندگی‏اش نمی‏خواهد و جز زندگیِ روزمره و رسیدگیِ به بیمارهایش دغدغه‏ی دیگری ندارد. اما می‏خواهد از طبقه‏ی خود فراتر برود، می‏خواهد زندگیِ خود را غرق در چیزهایِ دلپذیر و زاید مثلِ تجمل و آدابدانی و ظرافت کند، می‏خواهد دنیا و مردم دیگری را بشناسد و حاضر نیست با این فکر کنار بیاید که تمامِ عمرِ خود را باید در محیطی محدود سپری کند، می‏خواهد هستیِ متفاوتی داشته باشد و وقتی می‏بیند جامعه تخیل او، جسم او، رویاهای او و تمناهای او را به زنجیر کشیده، رنج می‏برد، روابطِ نامشروع برقرار می‏کند، دروغ می‏گوید، می‏دزدد و در پایانِ کار همه‏چیز را نابود می‏کند و به سقوط می‏کشاند. ریشه‏ی همه‏ی اعمال اِما این جمله است: «من از سهمِ خودم در زندگی خرسند نیستم و چیزِ بیشتری می‏خواهم.» بلندپروازی‏هایی که اِما را به فساد و در نهایت نابودی می‏کشاند همان چیزهایی است که مذهب و اخلاق در طول تاریخ وحشیانه با آن جنگیده است و انگار فلوبر به ما می‏گوید هیچ جامعه‏ای نمی‏تواند چنین حیاتی برای همه‏ی اعضایش فراهم کند و زندگیِ جمعی تنها زمانی میسر می‏شود که انسان حاضر باشد بر تمناهایِ خود مهار بزند.

عصیانِ اِما عصیان یک فرد است که محیطِ خود را به چالش می‏کشد و در نهایت در مقابلِ جامعه‏ای که حق او را سرکوب می‏کند شکست می‏خورد.

4. کالوینو می‏پرسد: «وقتی توده‏ی اخبار روز بر سرمان فرو ریخته، چطور فرصت و آزادیِ فکری لازم برای خواندنِ آثارِ کلاسیک را پیدا کنیم؟» و «چرا به جایِ تمرکز بر آثاری که زمان‏مان را بهتر به ما می‏فهمانند باید آثار کلاسیک را بخوانیم؟» 

عبدا… کوثری در مقدمه‏ی ترجمه‏اش از عیش مدام یوسا می‏نویسد: «شناختِ ادبیات هر دوران و حتی لذت بردن از آن، بدون شناخت آثار جاودان ادبیات کلاسیک و پی بردن به نقش این آثار در تحول در تحول ادبیات و هموار کردن راه نویسندگان دوران‏های بعد، میسر نخواهد شد.»

یعنی که من دیگر نصیحت‏تان نکنم، بیایید با جان کندن هم که شده کلاسیک‏ها را بخوانید.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”مادام بوواری

  1. خیلی خوب بود، فقط کاش سرنوشت اما رو نمی‌گفتی، چون به نظر می‌رسه فرض کردی ما کتاب رو نخوندیم و داری به‌مون خوندنش رو پیشنهاد می‌دی.

    • واقعا هم قصدم پیشنهاد دادن بود، شک داشتم که پایان داستان را بنویسم یا نه، بعد فرض را گذاشتم روی این که اغلب اونهایی که سراغ خوندن مادام بوواری میرن یک شمه ای از سرنوشت اما رو شنیدن ولی ظاهرا اشتباه کردم و الان اون قسمت رو اصلاح کردم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s