مسعود کیمیایی

سال 48 کیمیایی قیصر را ساخت که برایش طرفدار، تحسین، گیشه، بازار، شهرت، جوایز و مقلدان را یکجا آورد. قیصر که از روی وسترن نوادا اسمیت ساخته شده بود، بعد از هفت ماه انتظار برای دریافت مجوز اکران در دی 48 به نمایش درآمد. اکران سه هفته ای فیلم چندان موفق از آب درنیامد، اما بعد از آن که نقدهای بسیار مثبتی بر آن نوشته شد و در جشنواره ی سپاس به عنوان بهترین انتخاب شد، سینماها دوباره آن را اکران کردند. در اکران دوم فیلم رکورد فروش را شکست. اتفاقی که در قیصر افتاده بود، یعنی استفاده از فرمول های آشنای فیلمفارسی در خدمت مضمون و فرمی متفاوت، با اکران فیلم گاو داریوش مهرجویی تکمیل شد و چیزی که به آن موج نو سینمای ایران می گویند رقم خورد.

سال 54، گوزن ها در سومین جشنواره ی جهانی فیلم تهران نمایش داده شد و مورد تحسین قرار گرفت، اما بعد از آن فیلم یک سال در توقیف ماند و عاقبت هم فقط با عوض کردن کامل داستان و فیلمبرداری مجدد اجازه ی نمایش گرفت. گوزن ها داستان رفاقت قدیمی یک معتاد و یک چریک فراری بود که بعد از سال ها به هم می رسند. در نسخه ی جدید فیلم اما کیمیایی مجبور شد کاراکتر چریک را تبدیل به یک سارق بانک کند اما حتی با وجود این تغییر هم، مردم می گفتند که فیلم به واقعه ی سیاهکل  و کشتار چریک های مخالف رژیم ربط دارد. این تصور عمومی را فاجعه ی حریق سینما رکس آبادان در سال 57 هم دامن زد. شب 28 مرداد 57 تماشاچیان سینما رکس در حالی گرفتار آتش شدند که به تماشای فیلم گوزن ها رفته بودند.

معروف است که کیمیایی در بازی گرفتن از بازیگرها تخصص دارد. برای همین است که بیشتر بازیگران علاقه دارند حداقل در یک کار از او بازی کنند. خیلی از بازیگرها را او اصلا معرفی کرده و بعضی بازیگرهای معروف بهترین بازی شان را در فیلم های او داشته اند. فرامرز قریبیان، بهمن مفید، خسرو شکیبایی، فرامرز صدیقی، احمد نجفی، فریماه فرجامی، هدیه تهرانی، محمدرضا فروتن، میترا حجار و… همگی با بازی در آثار کیمیایی معرفی یا مطرح شده اند. کارگردان های مطرحی مثل تهمینه میلانی، سامان مقدم و حمید نعمت ا… هم کار خودشان را با دستیاری کیمیایی شروع کرده اند. کیمیایی یک دفتر هم دارد با نام «کارگاه آزاد فیلم» که در سال های اخیر هنرجو هم می پذیرد و کلاس های بازیگری دارد. جالب این که خود کیمیایی هیچ دوره و کارگاه و کلاسی نرفته است.

هرچند کیمیایی در یک مصاحبه قسم خورده است که: «به خون بچه ام روشنفکر نیستم!» اما واقعا او بخشی از تاریخ روشنفکری معاصر ماست. کیمیایی هم دوستان صمیمی زیادی در میان جماعت روشنفکر داشته (از احمدرضا احمدی گرفته تا نجف دریابندری) و هم یکی از اقتباس سازهای سینمای کم اقتباس ماست. او غزل را از روی داستان «مزاحم» خورخه لوئیس بورخس ساخته، خط قرمز را از روی «شب سمور» بیضایی و خاک را از روی «اوسنه ی بابا سبحان» دولت آبادی. این مورد آخری البته ماجراهایی هم داشت. دولت آبادی در پاییز 1352 همزمان با اکران فیلم جزوه ای منتشر کرد که در آن با عصبانیت تمام، تغییرات فیلم نسبت به داستان خودش را «مضحک و پفکی» و «نتیجه ی تخیلات بیمار گونه» خواند. هفده سال بعد هم در یک مصاحبه کیمیایی را متهم کرد که حتی گوزن ها را از او دزدیده. این بار مسعود کیمیایی یادداشتی تند در مجله فیلم نوشت و جواب دولت آبادی را داد: «بیشتر نویسندگان ما دوست دارند هم مثل نویسندگان آمریکای جنوبی در تبعید باشند و زندان بروند و چریک باشند و هم مثل نویسنده های روسی با شال گردن و پالتو عکس بگیرند… با ده جلد کلیدر صاحب همه چیز -در نمایش و ادبیات و سینما و بازیگری و کارگردانی- نشوید، آقای دولت آبادی!

  در بحبوحه ی جنجال قتل های زنجیره ای در سال 78، یکی از روزنامه های سیاسی وقت، مسعود کیمیایی را متهم کرد که جلساتی با سعید امامی داشته و سلطان و ضیافت را هم به سفارش او ساخته است. دوباره اخبار زندگی شخصی و کاری کیمیایی موضوع گفت و گوها شد و آن دو فیلم، برای یافتن نشانه هایی از این سفارشی بودن مورد جست و جو قرار گرفتند (مثل مخالفت با برج سازی در سلطان یا چهره ی مثبت علی یزدانی در ضیافت). دی ماه 78، سردبیر آن روزنامه خبر را تکذیب و از کیمیایی عذرخواهی کرد، اما خود کیمیایی در مصاحبه ای با امید روحانی در گزارش فیلم گفت که سعید امامی مرتبا از او و بیضایی بازجویی می کرده. مجله ی فیلم هم در شماره ی نوروز 79 خود نوشت تنها فیلم سفارشی کیمیایی، تیغ و ابریشم است.

عکس ها از سینمای ما () و (+).

نوشته ها از «مسعود کیمیایی؛ زندگی و کارنامه- احسان رضایی- ماهنامه 24- خرداد 90»

Advertisements

یک دیدگاه برای ”مسعود کیمیایی

  1. خیلی از ما آشنایی و عشق به سینما را در نوجوانی به کیمیایی مدیون هستیم اما او دقیقا فقط در همان دوران است که با تو همراه است ولی بزرگ تر که می شوی و فیلم های بیشتری که می بینی کیمیایی از تو عقب می افتد و فقط برای تو تبدیل یک خاطره می شود. من فیلم های گوزنها و دندان مار و سلطان را بسیار دو ست دارم…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s