رفتن

عادت کرده بود دیگر، می نشست یک گوشه ای و گلبرگ های گلِ تویِ دستش را یکی یکی پر پر می کرد؛ دوستم داشت؟ دوستم نداشت؟

از یک جایی به بعد یاد گرفته بود گلبرگ ها را جوری پر پر کند که جواب همانی باشد که خودش می خواهد. راضی بود، عادت کرده بود و ترک عادت هم که می دانید موجبِ مرض است.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s