بازپرسی

راضیه: حاج آقا من امروز فقط به خاطر یه چیز اینجام. من بچه ام افتاد، این قدر نسوختم که این آقا به من تهمت دزدی زد.

بازپرس: بشین سرجات…

حجت: ما دزدیم؟ ما اگه دزد باشیم مجبوریم بیایم خونه ی تو… لای پای پدر تو رو تمیز کنیم؟

«جدایی نادر از سیمین- اصغر فرهادی- به نقل از ماهنامه ی بیست و چهار- اردیبهشت 1390»

Advertisements