شهری که بود

اهواز دیگر اهوازِ سابق نیست، خسته است، نشسته زیرِ تلی از گرد و خاک و غبار… کارون هم بیشتر شبیه خاطره‏ ای است از رودخانه‏ ای که بود، رودخانه‏ ی آبی رنگی که حالا رنگِ گِل است و آن‏چنان بویِ فاضلابی از آن بلند می‏ شود که هیچ‏کس را به صرافتِ این نمی‏ اندازد که دستی در آن فرو ببرد.
دیروز کنارِ رودخانه نشسته بودیم، فقط ما بودیم و نه هیچ موجودِ دیگری… هرقدر نگاه می‏ کردم خاک بود و سیاهی و تاریکی. نه منظره‏ ای که بعدها به یاد بیاوری ‏اش، نه روشنایی، نه جنبنده‏ ای، سکوت بود و غروبِ دلگیرِ کارون.

یک دیدگاه برای ”شهری که بود

  1. آه!
    —-
    دعوتنامه
    یک بلاگی با عنوان و مضمون یک فیلم،یک جمله راه انداختم . تصمیم بر این ه که داخلش هر فیلمی رو با یک جمله معرفی کنیم.
    و از اونجا که تصمیم بر این هم هست که یک بلاگ کاملا جمعی باشه خواهشمند است اگر مایل به نوشتن در اونجا هستین بفرمایید که بهتون اکانت بدم
    و در ضمن برای اسم بلاگ هم
    پیشنهادی اگر دارید خوشحال میشم،باب میلم نیست !
    اگر کسی رو مد نظر دارید و می دونید پایس معرفی بفرمایین
    قطعا یک جمله نوشتن بعد از دیدن فیلم وقت گیر نیست پس نگو وقت نیست!راحت میتونی بگی علاقه ای ندارم!مرسی!تازه مرسی شم نگو!

    امیدوارم استقبال کنید

    http://www.1movie-1jomle.blogspot.com

    medil0ne@yahoo.com

  2. ایام عید یک شب اهواز بودم. شهر را دلمرده کرده اند با انبوهی از پلاکارد و پوستر و تبلیغ. هر چند زندگی زیر پوست شهر جریان داشت. نمی دانم این روزها با این ریزدانه ها اوضاع چطوری است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s