به شاهراه حقیقت گذر توانی کرد…

من شبیهِ همان آدمِ فرعیِ فیلم‏ها و سریال‏هایِ تلویزیونی‏ام که هر از گاهی از گوشه و کنارِ دوربین رد می‏شود، شاید دیالوگی هم بگوید اما منفعل است، بودن و نبودن‏اش هیچ تاثیری تویِ اصلِ داستان ندارد.
من آدمِ اصلیِ ماجراهایِ این اطراف نیستم، فقط دوست دارم آن آدمِ اول باشم. آدم‏هایِ این اطراف من را تویِ بازیِ اصلیِ خودشان راه نمی‏دهند، من برایشان هستم که باشم.
این را اتفاقا من خوب می‏فهمم، اما هنوز بلد نیستم که خودم را به بی‏خیالی بزنم، بلد نیستم یک‏طوری به خودم بقبولانم که سر تا ته این ماجرا برایِ من هیچ اهمیتی ندارد، بلد نیستم به وسوسه‏ی بودن درست وسطِ ماجراهایِ شما غلبه کنم، این است که هر از گاهی خودم را به زور هم که شده وسطِ ماجراها می‏اندازم و بعد تازه می‏فهمم چه خبطی کرده‏ام، شما من را اصل نمی‏دانید، اصل برای‏تان کَسِ دیگری است، من به گردِ پایِ آن آدمِ اول هم نمی‏رسم.
شما این را به حسابِ هرچیزِ دیگری که می‏خواهید بگذارید.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”به شاهراه حقیقت گذر توانی کرد…

  1. من خودم کلا آدم بد عنقیم و صد درصد-نیگا!صد درصد نه نو و نه درصد ادعا می کنم که می فهمم چی میگید ومیزارم به حسابل رابطه ی ضعیف من و شا با اطرافیان

  2. اکثرِ ما آدمها همین حس رو نسبت به خودمون داریم، آدمهای حاشیه، نه مرکزی…
    فکر می کنم خیلی تنها نیستی توی این حس.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s