اعتماد؛ ویژه عصرِ سه شنبه

ظهر قلیه ماهی خورده‏ایم با سیرِ فراوان و ترشی، بعد از ناهار من آن‏قدر سنگین و گیج بودم که تنها کاری که باید انجام می‏دادم این بود که رویِ مبل لم بدهم و پنکه دستی را یک‏جوری تنظیم کنم که بادش هم خنکم بکند و هم زیاد اذیتم نکند و کتاب بخوانم.

اعتماد آریل دورفمان را یک‏بارِ دیگر هم می‏خواستم بخوانم و نشده بود، با بی میلی می‏خواندم و جلو می‏رفتم. به یکی از رفقا که گفتم، با چشم‏های از حدقه درآمده‏اش گفت: «من موقعی که این کتاب رو می‏خوندم، یک لحظه هم نمی‏تونستم زمین‏اش بگذارم. فکر می‏کنم الان حالت مناسبِ خوندنِ کتاب نیست، پس همین الان بگذارش کنار و برو سراغِ یک کتابِ دیگه.» و من هم به توصیه‏اش عمل کردم.

حالا دیگر می‏خواستم کتاب را به صاحبش که گفته بود: «من کتاب‏هام رو رویِ تخمِ چشم‏هام نگه می‏دارم.» برگردانم و از چند روز قبل یک گوشه گذاشته بودم که بخوانم و به صاحبش پس بدهم.

دنیایی که آریل دورفمان در این رمان روایت می‏کند اتفاقا بی شباهت به حال و هوایِ امروزِ ما نیست، به قولِ عبدا… کوثری دورفمان در این رمان ما را با جهانی روبرو می‏کند که یکسره در هاله‏ای از ادعاهای راست و دروغ که اثبات هیچ‏کدام برایمان میسر نیست پوشیده شده است. آدم‏های اصلی رمان را هیچ‏وقت به درستی نمی‏شناسیم و نمی‏فهمیم چیزهایی که درباره‏ی خودشان یا دیگران می‏گویند چقدر حقیقت دارد. از طرفِ دیگر سرنوشتِ شخصیت‏ها به این وابسته است که خواه ناخواه چیزی را که می‏شنوند باور کنند، چرا که جز صدایی ناشناخته که از پشتِ تلفن و دهانی ناشناخته می‏شنوند هیچ پناه و راهنمایی در این دنیا ندارند.

خلاصه این‏که فکر کنم این‏بار هم این قلیه ماهی کار دستمان داد و اعتماد آن‏قدر که باید به مذاقِ من خوش نیامد. بیشتر این اذیتم می‏کرد که نمی‏فهمیدم چرا باید به دنیایی که دورفمان خلق کرده بود و راست و دروغش اصلا مشخص نبود اعتماد کنم.

یادم باشد عصر که خواستم بیرون بروم و کتاب این دوستمان را پس بدهم، یک بسته آدامس سرِ راهم بخرم و تند و تند بچپانم تویِ دهانم و بجوم، امان از بویِ سیر…

«اعتماد- آریل دورفمان- ترجمه‏ی عبدا… کوثری- نشر آگه»

Advertisements

یک دیدگاه برای ”اعتماد؛ ویژه عصرِ سه شنبه

  1. ببین . بعضی وقتا هست که عمداً دلت می خواد چنان مغز خودت رو بپیچون کنی که هیچ چیز دیگه ای توی ذهنت معنی نداشته باشه. کتاب اعتماد یه جور گه گیجه ست که گاهی نیازه.

    نگران بوی سیر هم نباش. حالا حالاها از بین نمی ره با آدامس. البته یه راه حل هست که سنتیه. چای زیاد بنوش بعد از سیر خوردن.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s