کشیدن

هر روز، هر روز جلویِ آینه‏ی تویِ آسانسور که می‏ایستم، آدمِ تویِ آینه نگاهم می‏کند و می‏گوید: «می‏دانم، تاب نمی‏آوری، نمی‏کشی دیگر.» و آدمِ تویِ آسانسور جواب می‏دهد: «کی تمام می‏شود؟ کی دیگر؟»