فحش

اهلِ فحش دادن نیستم؛ چه شب‏هایی که هومن تویِ ماشین نصیحتم می‏کرد که: «مسعود این جوری شسته و رفته حرف زدن هم همیشه نتیجه نمیده، بعضی وقت ها لازمِ آدم فُحش بده…» نه این‏که هیچ‏وقتِ هیچ وقت فحش ندهم، بیشتر این‏جوری است که احساس می‏کنم فحش خیلی راحت تویِ زبانم نمی‏چرخد.

اما یک چیز را حالا مطمئن‏ام؛ یک وقت‏هایی لازم است آدم چشم‏هایش را ببندد و رگباری از رکیک‏ترین و سخیف‏ترین کلماتِ ممکن را نثارِ روزگار و دنیایِ اطراف و بعضی آدم‏ها بکند، بعد نفسِ عمیقی بکشد و آرام یک گوشه بنشیند.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”فحش

  1. ببخشید اون وقت رکیک ترین و سخیف ترین فحش ها از نظر شما چیه ؟!

    مثلا بی تربیت ، بی شعور ، بی ادب !! :دی

  2. خدا رو شکر که برگشتی! یعنی کار پایان نامه ات تموم شد یا دلت برای وبلاگت تنگ شد؟
    تو بیا آپ کن، فحش هم دادی اشکال نداره!
    از طرف یک خواننده بسیار بسیار انعطاف پذیر

    • پایان نامه که هنوز تمام نشده، ولی این وبلاگ نویسی به آن چنان اعتیادی آدم رو دچار می کنه که ترکش واقعا به این آسونی نیست!

  3. تو فقط بلدی به من فحش بدی از نوع رکیکش.وقتی که می زنه به سرم و خرکی میرونم فحشاهاست که سرازیر می شن

  4. این از معدود اعتیادهایی که من نه تنها به خاطرش ناراحت نمی شم بلکه خوشایند هم هست!
    منم با وجود اینکه نامه مرخصیت رو دیدم ولی بازم از سر عادت مدام به وبلاگت سر می زدم.
    پی. اس. شعر پست قبلی فوق العاده است.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s