بیست و چهار

یک دوره‏ای درباره‏ی مجله‏ی فیلم می‏گفتند و احتمالا هنوز هم خواهند گفت که خواندنی بودنِ مجله تا حدِ زیادی به حال و روزِ سینمایِ ایران بستگی دارد؛ یعنی هر وقت کیفیتِ فیلم هایِ رویِ پرده مثلِ الان چنگی به دل نزده مجله هم رونقِ زیادی نداشته است، نمونه‏اش همین چند شماره‏ی آخر که جز چند مطلبِ خاص بقیه‏ی مطالب و صفحه‏ها را اگر فقط نگاهی بکنی و ورق بزنی و بگذری هم چیزِ زیادی از دست نداده‏ای.

حالا این همه مقدمه چینی کردم که اصلا درباره‏ی یک مجله‏ی سینمایی دیگر حرف بزنم که می‏تواند تویِ بی رونقیِ مجله‏ی فیلم که عنوانِ قدیمی ترین مجله‏ی سینمایی بعد از انقلاب را دنبالِ خودش دارد جورِ فیلم را بکشد و حتی جریان ساز باشد؛ بیست و چهار که زیر مجموعه‏ی گروهِ مجلاتِ همشهری است و ماهِ آینده یک سالی از انتشارش به سردبیری حسین معززی نیا می‏گذرد و شماره به شماره خواندنی ‏تر هم شده است.

شماره‏ی جدید بیست و چهار یک پرونده دارد با عنوانِ تصویر شهر در سینما که اساسا دنبالِ جوابِ این سوال است که وقتی شهرهایِ دنیا را با قصه‏هایی که درباره‏شان خوانده‏ایم یا فیلم هایی که ازشان دیده‏ایم به یاد می‏آوریم، چرا تصویرِ مشخصی از شهر در سینمایِ ایران نداریم و چرا تهران شهری نیست که با سینما به یادش بیاوریم؟

یک گفتگو دارد با حمید فرخ‏نژاد درباره‏ی حال و روزِ عمومی سینمایِ ایران، فرخ‏نژاد اتفاقا نگاه آسیب شناسانه‏ای به سینمایِ ایران دارد و اعتقاد دارد که سینمایِ امروزِ ایران در یک جور خلا به سر می‏برد، خلا یک جریان جدید و تا زمانی که فیلمسازهایِ جریان‏سازی مثلِ تقوایی و بیضایی تویِ خانه بیکار نشسته باشند این بی‏برنامگی همچنان وجود خواهد داشت.

بازنگریِ فیلمِ کلاسیکِ بانی و کلاید از داستانِ تولید و نمایش تا روایتِ آرتور پن از ساختِ فیلم و عواملِ تاثیرگذار در ساخته شدنِ فیلم که حالا دیگر یکی از کالت مووی‏های چند دهه‏ی اخیر محسوب می‏شود.

و راهنمایِ زندگی و آثار یک فیلمساز؛ بهروز افخمی به بهانه‏ی نمایشِ سن پترزبورگ که تقریبا هرکسی که یادداشتی تویِ این پرونده نوشته از تنبلی و بازیگوشی افخمی نالیده که شاید اگر افخمی این ویژگی ها را نداشت الان فیلم‏هایِ ماندگارِ بیشتری تویِ کارنامه‏اش داشت و البته یک یادداشتِ خواندنی از جعفر مدرس صادقی نویسنده‏ی گاوخونی هم انتهای این پرونده هست که آن‏جا مدرس صادقی از علاقه‏ی بی حد و حصر افخمی به داستان نوشته است: «وسوسه‏ی داستان یک لحظه هم او را رها نمی‏کند. هنوز درگیر و دار این داستان است که داستان بعدی به سراغش می‏آید. از این داستان به آن داستان. هر روز که می‏بینیش، چند تا کتاب تازه چاپ زیر بغلش زده است و دارد دوتا دوتا و سه تا سه تا می‏خواند و دست کم یکی از آنها بدجوری دارد وسوسه‏اش می‏کند. درست از همان لحظه‏ای که این وسوسه‏ی جدید جدی می‏شود، دست و دلش به کار نمی‏رود و دلش می‏خواهد هرچه زودتر از شر کاری که هنوز در چنبره‏اش گرفتار است خلاص شود و برود به سراغ کار بعدی.»

همین، بیست و چهار بخوانید.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”بیست و چهار

  1. salam,man modatiye tehran nistam,harvaght matlabi minevisi,jaii,chizi ro moarefi mikoni kheili khosh hal misham.zod be khaharam migam baram bekhare ta khodam bargardam.

  2. درود

    مسعد جان اتفاقا دیروز 24 را می خواندم و با این پرونده بی نظیر در مورد شهر و سینما مواجه شدم موضوعی که سالها بود دلم می خواست در یکی از مجلات سینمایی مطرح شود چرا که سینما محصول جامعه شهری و خاستگاه آن از طبقه متوسط جامعه بوده است برای همین معتقدم فیلم لطفا مزاحم نشوید فیلم قابل تاملی است چرا که بعد از سالها یک فیلم سینمایی با پلانی از شهر به پایان می رسد و البته محوریت اصلی فیلم بر شهر و روابط آدم های شهری است و مخالفتی هم با فیلم های روستایی و غیره ندارم اما این نوع موضوعات را در سینما بیشتر می پسندم.

  3. سلام
    مشتاق مطالعه ی این مجله شدم. اگه لطف کنید و بگید که شماره ی چندم مجله ست خوشحال میشم.
    آخه از چند تا دکه پرسیدم یا گفتن نمیاریم یا اینکه گفتن تموم کردن.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s