دیر اومدین، مُرد پری!

پری هراسون و منگ

کمین گرفت پشتِ سنگ

نشست تا وقت غروب

یواشی رفت پایِ جوب

نگاهی کرد دور و ور

یواشکی پشت سر

یه جایی دید قراضه

چار تا دونه مغازه

یه میدونِ سوت و کور

یه جاهلِ لندهور

یه دسته عزادار

ایستاده پایِ دیوار

مردایِ ماتِ مبهوت

رو دوششون یه تابوت

اون طرفِ خیابون،

حراجِ قند و صابون

نوار و جینِ کهنه، جنسایِ دربِ داغون

جیگرکی، کبابی، با مگسِ فراوون

یک معاملاتِ ملکی

سه چهار تا مرد خیکی

یه پاسبونِ غمگین

نشسته روی زمین

یه مشت گدا آس و پاس

اینور و اونور پلاس.

پری حسابی جا خورد

اما به روش نیاورد

چمباتمه توی چاله

رو آشغال و تاپاله

گفت: مردمِ محترم

صاحبِ قصر و حرم

منم پری خوشگله

که دیدنش مشگله

پاشین بیاین تماشا

ندیده کردین حاشا؟

چقد بگم که خسته‏ام؟

رو خاک و خُل نشسته‏ام؟

مگه کرین؟

عجب خرین!

ای آدمایِ بی حال

پاشین بیاین استقبال.

«دریا پری کاکل زری- گلی ترقی- انتشارات فرزان روز»

Advertisements

یک دیدگاه برای ”دیر اومدین، مُرد پری!

  1. می شه خواهش کنم یه عکس از اتاقت از 4 زاویه ش بذاری اینجا بببینیم؟ حالافقط کتابخونه رو هم گذاشتی بد نیست……
    دلم می خواست یه هفته می اومدم خونه تون و از تواتاقت جم نمی خوردم.جا خوردی؟ تا حالا به ت نگفته بودم؟ دلم می خواد مجله هاتوپخش کنم و…( دنبال آروزهای جدید می گردم ، اشکال داره؟)

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s