برگرد و سلامی کن!

تو از بوستان های تفته‏ی زعفران بیرجند و قاین می‏آیی که هریک تافته‏ای جدا بافته است.

و از گلستان‏های قمصر و کاشان هزار کاکل

و از شالیزارهای گیلان، با طبق طبق سبزه و نشاط

و از تاکستان‏های یاقوت و لعل و زبرجد قزوین و خراسان

و از نخلستان‏های جیرفت و بم آکنده از قندیل شهد

و از باغستان‏های حب نبات و زردآلوی آذربایجان

و از بستان‏های گرگاب و ورامین

و از نارنجستان‏های شمال

و از دارستان‏های کرانه‏های سفیدرود و باغ زیتون

و از توتستان‏های توس

و از نیزارهای شیرین خوزستان

و انارستان‏های ساوه و عقدا

از کرانه‏های کارون می‏آیی که بارها مسیر این‏سو آن‏سو شدن ورق‏های تاریخت بوده است و تفاله‏ی هر ردپای بیگانه را به دریا افکنده است.

زمزمه‏ی آبشارهای دلاور شوشتر را هرگز هوای خاموشی نیست…

«سفرنامه‏ی اونور آب- پرویز رجبی- نشر اختران»

Advertisements