این هفته را چطور بگذرانیم؟

شنبه– کتابفروشیِ اگر تا هفده آبان تخفیف ویژه‏ی دانشجویی داشت، بماند که من هم هفته‏ی قبل فرصت نکردم سراغِ اگر بروم ولی این هفته بهانه مان برایِ سر زدن به اگر چیزِ دیگری است. خانه‏ی مهر یک موسسه غیرانتفاعی و غیردولتی است که سعی دارد شرایط و امکاناتِ آموزشی را برایِ بچه هایِ کار و خیابان فراهم کند و قصدِ راه اندازیِ کتاب خانه‏ی «موسسه‏ی حمایتیِ خانه‏ی مهر کودکان» را دارد. کتاب فروشیِ اگر به فراخوان این موسسه پاسخِ مثبت داده، قرار شده ما از آن‏جا با تخفیفِ ویژه کتاب بخریم، اسم و ایمیلِ مان را روی هدیه ها بنویسیم و همان‏جا بگذریم تا رفقای اگری به دستِ بچه هایِ خانه‏ی مهر برسانند. اطلاعاتِ بیشتر را از چهار ستاره مانده به صبح بگیرید.

ضمنا خدا را چه دیدید، شاید تا آن‏جا رفتیم به خودمان هم تخفیفِ ویژه دادند.

یکشنبه– نمایش‏هایِ محمد یعقوبی معمولا همیشه از اتفاقاتِ جامعه معاصرِ خودمان ریشه می‏گیرند، این بار هم نمایشِ نوشتن در تاریکی که اول قرار بود با اسم ماهی دات بلاگفا اجرا شود و بعد از مدت‏ها بازبینی و تغییراتِ زیاد بالاخره رویِ صحنه‏ی سالن چهارسو رفت درباره‏ی اتفاقاتِ سال گذشته است، داستانِ نمایش از یک شب قبل از انتخابات شروع می‏شود و ظاهرا آن‏قدر اجرایِ این نمایش برایِ محمد یعقوبی مهم بوده که در مصاحبه‏اش با چلچراغ گفته حتی اگر به خاطرِ سانسورهایِ فراوان فقط جسدی از این تئاتر باقی می‏ماند من باز هم آن را به عنوانِ سندی از تئاترِ سال 89 اجرا می‏کردم.

اجرایِ نمایش ظاهرا تا سه آذر ادامه دارد، اگر بخواهید بلیتِ نمایش را اینترنتی بخرید باید سراغِ سایتِ گیشه بروید که فعلا ظرفیت را تا روز آخر اجرا پُر نشان می‏دهد، یعنی یا کلا بلیت هایِ اینترنتی فروخته شده یا سایت مشکل دارد. اما گیشه‏ی تئاتر شهر، اگر حال و حوصله دارید که تا آن‏جا بروید از فردا ساعتِ چهارِ بعدازظهر به بعد بلیت ها را پیش فروش می‏کند، ضمنا نمایش آخرِ هفته ها هم دو اجرای 17:30 و 19:45 دارد، فکر کنم بلیت هایِ اجرایِ پنج و نیمِ آخرِ هفته‏ی بعد هنوز پیش فروش نشده باشند.

درباره نمایش این‏جا و این‏جا بخوانید.

دوشنبه– دو روزِ قبل کارِ فرهنگی انجام دادیم، امروز من یکی باید به اموراتِ عقب افتاده‏ی پایان نامه‏ام برسم، یک سری بزنم به کتابخانه ملی که می‏شود رویِ آن مبل‏هایِ سبزِ گنده‏اش لم داد تا سفارش‏ها را آماده کنند و یک خورده خیال بافی کرد. تویِ کافی شاپ‏اش هم می‏شود نشست و از آن شیر نسکافه‏های معرکه‏شان خورد. برایِ من یکی که دوشنبه همان ترکیبِ کتابخانه ملی و شیر نسکافه کفایت می‏کند، شما را نمی‏دانم.

سه شنبه– امروز بلیتِ سینما نیم بها است، بعد از مدت‏ها تحملِ فیلم‏هایِ به تمامِ معنا مزخرف فیلمی اکران شده به اسم لطفا مزاحم نشوید به کارگردانیِ محسن عبدالوهاب که می‏شود دیدن‏اش را با خیالِ راحت پیش‏نهاد کرد. محسن عبدالوهاب به تجربه‏ی فیلم‏هایِ مشترک‏اش با رخشان بنی اعتماد -گیلانه و خون بازی- و فیلم های مستندش می‏تواند فیلمسازِ موفقی در سینمایِ اجتماعی ایران باشد، البته اگر هنوز سینمایی به اسمِ سینمایِ اجتماعی باقی مانده باشد. لطفا مزاحم نشوید یک فیلم سه اپیزودی است، عبدالوهاب تاکید دارد که فیلم قرار بوده تصویرگر خشونتِ زندگی در جامعه معاصر باشد، اما فیلم قبل از هر چیز انگار آینه‏ای از روابط و مناسبات زوج‏های مختلف در تهرانِ امروز است. فیلم از جشنواره‏ی فجر دو جایزه‏ی بازیگری هم گرفته، هدایت هاشمی و شیرین پزدان بخش و یک زوجِ به شدت دوست داشتنی هم دارد؛ زن و شوهر پیرِ اپیزودِ سوم. فیلم و بخصوص این اپیزودِ سوم‏اش را می‏توان چند باری تماشا کرد، سینما آزادی هم فیلم را به عنوانِ سینمایِ سرگروه هم‏چنان رویِ پرده دارد.

این‏جا درباره‏ی لطفا مزاحم نشوید بخوانید.

چهارشنبه– چهارشنبه اگر باران آمد کافه نشینی می‏کنیم، می‏رویم تجریش، کافه لمیز تویِ آن لیوان‏هایِ گنده‏اش چای با کیکِ شکلاتی می‏خوریم. البته که بعدش دستشویی واجب هم می‏شویم، جایِ نگرانی نیست چون پاساژِ تندیس همان حوالی ست. بعد پیاده راه می‏افتیم ولی‏عصر را پایین می‏آییم تا خودِ کتابفروشیِ باغ و حتی پایین تر حوالی پارک وی و ساندویچیِ یکتا و ساندویچِ بامیه که دیگر گفتن ندارد باید امتحان کنید.

پنج شنبه– دومین نمایشگاهِ عکسِ رضا کیانیان به اسم «قار سوم» تا پانزده آذر در نگارخانه ماه‏مهر ادامه دارد، اسمِ نمایشگاه از صدایِ قارقار کلاغ گرفته شده و عکس‏ها بیشتر بر افسانه‏ها و اسطوره هایی که درباره‏ی این پرنده وجود دارد متمرکزند. بیست عکس دیجیتال که هرکدام سه میلیون و پانصد هزار تومان قیمت دارند، ما که وسعمان نمی‏رسد عکس ها را بخریم اقلا برویم ببینیم، ضمنا کفِ نمایشگاه را هم نمک ریخته‏اند که حسِ راه رفتن تویِ برف تداعی بشود.

تعدادی از عکس‏های نمایشگاه را این‏جا ببینید.

جمعه- جمعه را باید شال و کلاه کرد زد به دلِ کوه و کمر…

پیش‏نهاد؟

Advertisements

یک دیدگاه برای ”این هفته را چطور بگذرانیم؟

  1. من با فرزانه موافقم صد در صد.

    اینجا
    شنبه- کیانپارس – کنار کارون
    یکشنبه- کیانپارس – کنار کارون
    دوشنبه – کیانپارس – کنار کارون
    سه شنبه- کیانپارس – کنار کارون
    چهارشنبه – کیانپارس – کنار کارون
    پنجشنبه- کیانپارس – کنار کارون
    جمعه. بگم ؟ بگم ؟

    ما اگه کارون رو نداشتیم تا حالا مرده بودیم.

    پی نوشت : عکس های رضا کیانیان دیدنی هستن. دلم خواست..

  2. پس چرا تو اس ام اس هی میگفتی بد میگذره؟ سرکار گذاشتی منو؟ دیگه از این بیشتر بری این ور اون ور؟با کی بودی کافه لمیز؟(اینو مینونی با اس ام اس جواب بدی)

  3. درود

    اتفاقا چند روز پیش نوشته ای از سعید عقیقی خواندم در روزنامه شرق در مورد نمایش نوشتن در تاریکی محمد یعقوبی که تحریکم کرد بیشتر در مورد او و کارهایش اطلاعا ت به دست بیاورم که توانستم چند تا از نمایش نامه هایش را دانلود می کنم و … اما با فرزانه و اردیبهشت هم دردم و همیشه با دوستان که صحبت می کنیم از محرومیت های فرهنگی و هنری شهرستان ها و علی الخصوص اهواز که زادگاه و اقامتگاه ما است گلایه می کنیم و بعضا هم این گلایه ها لب کارون به زبان می آید.

    http://www.sharghnewspaper.ir/Released/89-08-15/391.htm#33528

    • آره یادداشت سعید عقیقی را خواندم، نمایشنامه های محمد یعقوبی را هم روی سایت خودش می‏شود خواند، نمایشنامه های زمستان 66 و یک دقیقه سکوت را پیشنهاد می کنم حتما بخوانید.

  4. منم تصمیم دارم فیلم «لطفا مزاحم نشوید» را روز سه شنبه عصر ببینم. البته در سینما گالری پارک ملت. بعد از مدتها یک آدم خبره این فیلم را پیشنهاد کردند که فکر نمی کنم از دیدنش پشیمون بشم.
    5شنبه هم تصمیم دارم برم تئاتر شهر و تئاتر کسوف رو ببینم که بین تئاترهایی که الان در حال در حال اجرا است بیشتر از بقیه مورد پسند اعضا باشگاه تئاتر شهر بوده است.
    روز جمعه رو هم تصمیم داشتم برم تور یک روزه به شهرستانک. ولی دیدم تنهایی هم مطمئن نیست هم خیلی خوش نمی گذره.
    یکی از همین عصرهای پاییزی این هفته هم میرم یک کافی شاپ دنج پیدا می کنم و چند صفحه ای از کتاب «وقتی ازدو حرف می زنم»رو اونجا می خونم همراه با یک قهوه داغ.
    تحت تاثیر این کتاب، می خوام یک روز صبح هم برم پارک بدوم.
    در ضمن اجرای پایان نامه ام رو هم این هفته شروع می کنم.
    خوندن «وقتی از دو حرف می زنم» و تماشای «گریز اناتومی» هم که برنامه هر شبم است.
    بازم بگم؟
    پی. اس. در ضمن خیلی خیلی مخافم با کسانی که زندگی در شهرهایی غیر از تهران رو بهونه می کنند.

    • حالا رفتید تئاتر شهر کسوف رو دیدید به نظر من نوشتن در تاریکی رو هم امتحان کنید…
      پی نوشتِ شما هم در جواب فرزانه و اردیبهشت و آقای عابدین

  5. شما که تا اگر می روید بد نیست سری هم به کتابفروشی رفقای من در همان حوالی بزنید. کتابفروشی هدهد (16 آذر، ادوراد براون، رو به روی یه خوابگاهیه!)
    به قول خودشان به صرف چای و کتاب است! البته من بازی رو هم اضافه میکنم به این پذیرایی که معمولا بساطش روی میز آماده است.
    هدهد رو این جا بخونید:
    http://hodhodbook.blogfa.com/

  6. منم فکر می کردم تئاتر «نوشتن در تاریکی» تا آذر اجرا داشته باشد ولی دیروز که سری زدم به تئاتر شهر فهمیدم فقط تا جمعه اجرا می شود و تمام بلیط ها هم فروخته شده است.

  7. بعد از چند روزی که خودم نبودم و نرسیده بودم سری به اینجا بزنم، امروز بعد از مدتها یهو دیدم که 3 تا پستِ مفصل گذاشتی که از لحن و برنامه هات معلومه که حالت دوباره برگشته سرِ جاش. خب خدا رو شکر. از پیشنهادهای خوب و اطلاع رسانی های خوبترت هم ممنون.

  8. الان که بعد از چندین روز دوباره این پست رو می خونم! خیلی دلم می خواد بدونم توی اون هفته کدوم یکی از این کارها رو انجام دادی؟
    سوال سختیه؟!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s