عادت نوشتن

وقتی دارم رمان یا داستان کوتاهی می‏نویسم هر روز صبح با طلوع آفتاب کار را شروع می‏کنم. کسی مزاحم من نیست، هوا سرد یا خنک است و کار را که شروع می‏کنم گرم می‏شوم. آن وقت آن‏چه را نوشته‏ام بازخوانی می‏کنم، و در جایی که درمی‏یابم بعد چه می‏شود، کار را متوقف می‏کنم. سپس تا وقتی می‏نویسم که احساس می‏کنم عصاره‏ای از نوشتن در وجودم باقی است و می‏دانم بعد چه می‏شود آن وقت کار را متوقف می‏کنم و زندگی روزمره را از سر می‏گیرم تا روز بعد که باز کار را شروع می‏کنم. به این ترتیب، مثلا از شش صبح کار را شروع می‏کنم و تا ظهر یا پیش از ظهر ادامه می‏دهم. و وقتی دست از نوشتن می‏کشم خالی هستم، البته نه کاملا خالی چون از همان لحظه دارم پر می‏شوم؛ درست مثل وقتی که با کسی که دوستش داری عشق بازی کرده‏ای.

«بهترین داستان های کوتاه- ارنست همینگوی- گزیده، ترجمه و با مقدمه‏ی احمد گلشیری- انتشارات نگاه»

Advertisements

یک دیدگاه برای ”عادت نوشتن

  1. هیچ وقت با این جور نوشتنت عادت نکردم. خط اول رو که می خونم زمین تا آسمون با شخصیت خودت ممتفاوته. هنوز نمی فهمم باید برم خط آخر رو بخونم که ببینم از کدوم نویسنده مطلب برداشتی …..

  2. مسعود وقتي داشتم ميخوندم با خودم فكر كردم كه الان باز نظرات رو بسته وقتي ديدم بازه كلي شاد شدم . يه زمان خيلي از ارنست همينگوي ميخوندم .

  3. کاملا اتفاقی دیدم..
    – ارنست هِمینگوی: در مقایسه با کینگ، همینگوی روزانه ۵۰۰ کلمه می‌نوشته است که بد هم نیست. او صبح زود می‌نوشته تا از هیجان به دور باشد و در سکوت و آرامش به کارش بپردازد. مطلب جالب این است که همینگوی بخاطر اعتیاد به الکل مشهور بوده است اما هیچ وقت موقع نوشتن مست نمی‌کرده است.

    منبع : زن فردا

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s