نیرو

در من نیرویی هست. نیروی گریز از ابتذال و من به خوبی ابتذال زندگی و وجود را احساس می‏کنم و می‏بینم که در این زندان پابند شده‏ام. من اگر تلاش می‏کنم برای این که از اینجا بروم تو نباید فکر کنی برای من دیدن دنیاها و سرزمین های دیگر جالب و قابل توجه است نه. من معتقدم که زیر این آسمان کبود انسان با هیچ چیز تازه‏ای برخورد نمی‏کند و هسته زندگی را ابتذال و تکرار مکررات تشکیل داده…

«اولین تپش های عاشقانه قلبم- نامه‏های فروغ فرخزاد به پرویز شاپور- نشر مروارید»

Advertisements