به من بگویید چه کنم؟

نه حال و حوصله‏ی کتاب خواندن دارم، نه فیلم دیدن، نه راه رفتن توی این هوایی که تازه یادش آمده مدتهاست پاییز شده، نه حرف زدن، نه پرسه زدن توی کتابفروشی، نه کافه رفتن، نه شنیدنِ موسیقی، نه پاساژ گردی، نه خرید، نه غذا خوردن، نه وبلاگ نوشتن، نه گودر خوانی، نه خوابیدن…

هیچ، هیچ، هیچ…

Advertisements

یک دیدگاه برای ”به من بگویید چه کنم؟

  1. من تو چنین شرایطی که هستم به اینجا و نوشته هاش امیدوارم! بنویس که یکی مثه من هر روز امیدوار اینجا مطلب تازه ای برای خوندن یافت بشه! یا عکس هایی از دستپخت خودتون

  2. اه . خیلی بدی …. آدم بعد از 7 – 8 ساعت درس خوندن میاد یه انرژی ای چیزی بگیره ( تجربه های آزادت هم در لیست موجودات انرژی بخش هستن برای بنده ) یهو یه پست این شکلی میبینه . نکن آفا . این کارها رو نکن. ازین پست ها ننویس.

    البته این همه ما انرژی گرفتیم ازت , یه بار هم ما سعیمون رو بکنیم انرژی بدیم شاید فرجی شد D:

    من شخصا وقتی حوصله خوندن چیزی رو ندارم میرم عکس میبینم . هم به آدم ارامش میده . هم ایده. حالا اگه دوست داشتی امتحان کن. اینم چند تا لینک :

    http://1x.com/
    http://9gag.com/
    http://www.daveandcharlotte.com/

    یه کاری هم کردم محض تفنن .. رفتم برات فال حافظ گرفتم :)) موقع نیت گفتم :»به نیت مسعود تجربه های آزاد» P:
    این اومد :

    راستی بیکار شدی محض رضای خدا اون پایان نامه-تو هم یه نگاهی بنداز . ثواب داره به خدا :))

  3. کاری بکن که خیلی وقته نکردی یا اصلا نکردی یا دلت می خواد بکنی. البته کاری که فعلا شدنی هست. من اینطور وقتها مثلا می شینم برنامه ریزی می کنم واسه یه سفر خوب ولی سخت با یه همسفر خوب. کلا گاهی همسفر خوب که باشه همه چیز خوب می شه. کافه، کتابفروشی، سینما … همه چیز تازگی پیدا می کنه. شاید دلیلش تنهاییه.

  4. آشپزی اقا! آشپزی کن!

    اینجور مواقع آشپزی حال من رو سر جا میاره! مخصوصن اگر غذایی باشه که مراحل پختش زیاد باشه و مواد لازمش رو هم نداشته باشیم! این پروسه رفتن برای خرید مواد اولیه از فروشگاه خیلی آدم رو سر حوصله میاره و اشپزی کردن هم به مراتب می تونه خوب حواس آدم رو پرت کنه!
    اینجا رو ببین، تازه کشف کردم برای دستورخوردنی:
    http://101recipe.com/

  5. کلا» از لحنِ یکی دو پستِ آخرت احساس می کردم سرِ حال نیستی و داری خودت رو به زور می کشونی، تا بالاخره امروز خودت اعتراف کردی.
    حالت رو دقیقا» درک می کنم. گاهی (شاید هم گاهی بیشتر از گاهی) به شدت این جوری می شم خودم. حالا برو دعا کن که جز پایان نامه مسئولیت دیگه ای نداری که توی این مواقع خودشون می شن مایه عذاب وجدان و حال آدم رو هی بدتر می کنن.
    حالا من خیلی بدم اگه که وسطِ این همه توصیه دوستانه و پرتحرک واسه بیرون اومدنِ تو از این وضعیت بهت بگم که هیچ کاری نکن، فقط منتظر شو که خودش بگذره؟ آره؟ خیلی بَدَم؟ حالا من بد. اشکال نداره. اما تجربه به هم ثابت کرده که گاهی توی این حالت فقط باید هیچ کاری نکرد. چون این نیز بگذرد. کم کم اما. و نیز به درد. اما می گذرد. صبور باش.
    امیدوارم زودتر حوصِلَت برگرده. می خوام یه فیلم بگم ببینی حال کنی.

  6. چند تا راه حل بی رحمانه وجود داره :
    یه دیوار پیدا کن و سرت رو محکم بکوب بهش. شاید یادت بیاد زندگی یعنی چی.
    از پنجره ی طبقه ی چهارم، خودت رو پرت کن پایین. اینجوری بین راه یادت میاد زندگی یعنی چی.
    برو وسط اتوبان وایسا و در انتظار اون کامیونی بایست که داره با سرعت میاد. چند ثانیه قبل از اینکه له بشی، یادت میاد زندگی یعنی چی.
    وقتی اون همه راه و روش مفید و لطیف مثل مطالعه و فیلم دیدن و پیاده روی و … در مورد تو جواب نداده، شاید اینا به کارِت بیان!

  7. شکلات تلخ بخور و به خود خود بی حوصلگی فکر کن!!تاکتیک خوردن خرمالو به صورت دور اروم هم جواب میده…گسش رو بخور تا حالت عوض شه!!!!!!!!!!!سوار اتوبس خط واحد شو و زل بزن به ادما…خوب میشی

  8. یک مسیر طولانی و قشنگ پاییزی رو انتخاب کن و پیاده روی کن تا خسته خسته خسته بشی، ام اپی تریت رو هم بردار.
    برو خونه یک دوستی که مدتها ندیدیش.
    با کسی که دوستش داری درددل کن.
    برو مسافرت، حتی شده با یک مسافرت یک روزه با تور.
    بهترین گزینه: برو پیش درمانگرت و از هر چیزی که دلت ازش گرفته باهاش حرف بزن.

  9. کارهایی بکن که تاحالا کمتر بهش فکر کردی مثلاً :

    1) یک کتاب بردار که قبلاً خوندیش و اینبار از آخر بخون بیا اول! انقدر حال میده! مخصوص پاییز هم هست اینکار، یعنی بقیه فصل ها حال نمیده!

    2) چیزایی رو که نوشتی البته اگر کاغذی هست، بردار ببر یک جایی بسوزونشون! بعد بشین سوختنشون و ترکیب رنگهای قشنگ آتیششون رو نگاه کن و حظ ببر!

    3) همیشه فقط از خیابون رد شدی شرط میبندم تا حالا نشده یه پتویی چیزی برداری بری بندازیش توی خیابون و بشینی مردم رو نگاه کنی! اونقدر حال میده، از خوندن صد تا رمان هم بیشتر!

    4) برو بشین کنار یه دخت و تا دلت میخواد گریه کن، غصه بخور، درددل کن براش مطمئن باش هیچ کس الآن بهتر از اون حرفت رو نمی فهمه!

    5) اما بازهم بگم بیا وبلاگ منو بخون برات بهتره!!

  10. آره؟ اینجوریه؟ خوبه. مثلِ خودمی. می دونی که خوب یا بد، نباید با خودت بجنگی. با خوب و بدت، مهربون باش. با خودت مهربون باش. حالا راستش رو بگو، چند بار تا حالا صفر کردی و دوباره شروع کردی؟
    آهان. داشت یادم می رفت. اسم فیلم. راستش میخواستم درباره اش یه پست بنویسم. اما چه کنم دیگه. قول داده بودم به تو. باید بگم. یه انیمیشنِ. کارتون نه ها، انیمیشن. اسمش هم هست «Max & Mary»
    فکر نکنی مالِ بچه هاست ها، نه. اصلا». حالا وقت کنم درموردش می نویسم. شاید هم خودت دیده باشیش. اما اگه ندیدی، حتما» ببین. محشره. تضمینی. خوشت نیامد، بگو. اون با من.

    • من عاشق مری و مکس‏ام، دیوونه‏ی انیمیشن‏ام… مری و مکس فوق العاده ست… حالا منتظرم شما درباره اش بنویسی اون موقع مفصل تر میشه راجع بهش حرف زد.

  11. ببین چقدر واسه همه ی ادمایی که میشناسنت و نمیشناسنت مهمی!!!!!چون خودمم مدام نمیدونم که چکار کنم بهت پیشنهاد میدم اسپرین واسه خودت جور کنی…بعدشم اسپرین هم بشین.واسه خودم هنوز اسپرین مرغوب و در خور یافت می نشده ولی میگن جواب میده صد در صد تضمینی!!!!!!!!!!!به شرط اسپرین هم بودنا!!!!!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s