سن پطرزبورگ

می‏‏خواهم بدانم شما که رفتید و سن پطرزبورگ را دیدید و آمدید نوشتید که این فیلم یکی از بهترین کمدی هایِ چند ساله‏ی اخیرِ سینمایِ ایران است؛ واقعا به نظرتان فیلم در مقامِ مقایسه با چند کمدیِ موجه این ده، دوازده ساله‏ی اخیر، فیلم هایی مثلِ نان و عشق و موتور هزار، مکس و مارمولک -اتفاقا هر سه هم با فیلمنامه‏ای از پیمان قاسم‏خانی- در چه جایگاهی قرار می‏گیرد؟

قبول دارم که فیلم در مقامِ مقایسه با شبه کمدی هایی که این اواخر در سینمایِ ایران اکران شده‏اند یک سر و گردن بالاتر می‏ایستد و بهروز افخمی به عنوانِ کارگردان انصافا در اجرایِ درستِ شوخی هایِ فیلمنامه‏ی پیمان و مهراب قاسم خانی در ادامه‏ی خط فکری این دو نفر در تلفیق واقعیت و فانتزی و روایتِ ماجرایِ تکراریِ دزدی و پیدا کردنِ گنج که با یک ماجرایِ قلابیِ تاریخی پیوند زده شده سنگِ تمام گذاشته ولی آدم‏هایِ فیلم و مناسباتِ شان تا چه حد به آدم‏هایِ حالِ حاضر جامعه‏یِ ما مرتبط‏ اند؟ فیلمنامه‏ی پیمان قاسم‏خانی با آن ساختارِ کُلاژ گونه پر است از ارجاع به فیلم هایِ خارجی، مثلا صحنه‏ای که کریم و فرشاد با کت و شلوار واردِ خانه‏ی کتی می‏شوند و بعد با تی شرت و شلوارک از آن‏جا بیرون می‏آیند یادآور صحنه‏ای است در پالپ فیکشن تارانتینو اما شوخی هایِ فیلم عمق ندارند و انگار فقط نوشته شده‏اند تا تماشاگر را بخندانند، نمی‏دانم واقعا باید به شوخی هایی مثلِ «می‏ خوام بیام مثلِ آدم بکنمت…» یا «خشک می خوای یا با کف» یا «ایشون متخصص پروستات هستند، پروستات مثلِ موم تو دستاشون بالا و پایین میشه» و شوخی هایِ جنسی و ناموسیِ دیگر خندید یا نه؟

فیلم در یک سومِ پایانی‏اش به طورِ کامل از ریتم می‏افتد و برایِ رسیدن به آن گره گشاییِ پایانی به طورِ کامل منطقِ ماجراها را هم زیرِ سوال می‏برد؛ مثلا مشخص نیست فرشاد و زهره، خواهر کریم چطور راه زیرزمین را طی می‏کنند و به کلیسا می‏رسند؟ اصلا کریم و فرشاد و زهره چطور خیلی راحت وارد خانه‏ای می‏شوند که به قولِ خودشان تویِ حیاط‏ش دو تا سگ به اندازه‏ی الاغ دارد؟ و باز مشخص نیست زهره چطور سر از صندوق عقبِ ماشینِ کریم درآورده، فقط و فقط به این خاطر که کارگردان باید یک جور همه‏ی شخصیت ها را در گره گشایی پایانیِ فیلم در کنارِ هم جمع می‏کرده است. از آن بدتر شخصیتی است که امین حیایی در فیلم بازی می‏کند و تا پایانِ هم در روندِ ماجراها جا نمی‏افتد و منطقِ وجودی‏اش خیلی مشخص نیست، مگر این که فرض کنیم که در قسمتِ دومِ فیلم که تهیه کننده قولِ ساختنش را داده این شخصیت قرار است نقشِ پر رنگ تر و محوری تری داشته باشد.

فیلم در نهایت کمدیِ مفرحِ متوسطی است، و بیشتر از آن‏که فیلمی از بهروز افخمی باشد، فیلمی است با فیلمنامه‏ای از پیمانِ قاسم‏خانی که در حالتِ فعلی پایین تر از حدِ بضاعتِ سازندگانش قرار می‏گیرد، شاید اگر فیلم را پیمان قاسم‏خانی به عنوانِ تجربه‏ی اولِ سینمایی خودش کارگردانی می‏‏کرد فیلم بیشتر از الان به چشم می‏آمد.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”سن پطرزبورگ

  1. درود
    موافقم که یک سو.م پایانی فیلم خوب از کار نیامده است و تماشاچی را سردر گم می کند اصولا معتقدم فیلم خوب در هر ژانری باید حداقل بتواند قصه داشته باشد و این قصه را تا پایان سرراست تعریف کند. هر روز که می گذرد دلم برای تماشای فیلمی جدیدی از ناصرتقوایی بیشتر تنگ می شود و حیف که او این روزها آنقدر ازنظر جسمانی ضعیف شده که جایزه ای را که برای یک عمر فعالیتش در جشن خانه سینما به او دادند تاب و توان نگه داشتن را نداشته است و …

  2. اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس – اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی جهرم

    انجمن اهل قلم جهرم و کانون آوای هم اندیشان جوان

    برگزار می نمایند :

    « دومین جشنواره منطقه ای داستان کوتاه نارنج »

    استان های فارس ، بوشهر و هرمزگان

    گاه شمار جشنواره :

    مهلت دریافت آثار : شنبه 15 آبان 1389

    داوری نهایی آثار : پنج شنبه 16 دی 1389

    اطلاع رسانی به شرکت کنندگان : هفته اول بهمن ماه

    اختتامیه و اعلام برگزیدگان : شنبه 16 بهمن 1389

    شرایط ارسال آثار :

    الف : موضوع جشنواره : آزاد است .

    ب : بخش های جشنواره :

    1- بخش دانش آموزی

    2- بخش دانشجویی

    3- شرکت کنندگان آزاد

    ارتباطات:

    نشانی دبیرخانه : فارس – جهرم – بلوار معلم – مجتمع فرهنگی هنری و آموزشی کد پستی 64537 – 74177

    صندوق پستی : 346 تلفن دبیرخانه : 2229100 – 0791 ( داخلی ۳)

    http://www.jahrom.ershadfars.ir

    http://www.naranjonline.blogfa.com

    Email :naranjonline@Gmail.com

  3. سلام
    در مورد این فیلم باید کمی با تامل بیشتر قضاوت کرد. سن پطرزبورگ یک فیلم هدر رفته است. فیلمی که می توانست به یکی از کمدی های خوب این سالها تبدیل شود (نه الزاماً پر معنی ترین کمدی این سالها). فیلم اشکالات عمده تدوین دارد و مهمترینش حجم شوخی های زیاد در میانه فیلم و از نفس افتادن فیلم در یک سوم پایانی است. افخمی بسیار آدم باهوشی است و حتی پس از حرفهای قاسم خانی در مورد فیلم گفت که این فیلمی که تدوینش را مستانه مهاجر انجام داده اصلا جز کارانامه او به حساب نیاورند، گرچه کاملا تفاوت کلاس کارگردانی در فیلم مشهود است، مهمترین این تفاوت ها استفاده از شوخی های زننده (درتی جوک) در فیلم بدون افتادن در ابتذال است. این شوخی ها بسیار مرسوم شده حتی در تئاترها و افخمی چنان آنها را در موقعیت مطرح می کند که تناسبشان را با هجو از دست می دهند. فیلم یک موقعیت از دست رفته است و با اینحال به خاطر فیلمنامه قاسم خانی و اثرات باقی مانده کارگردانی افخمی خوب می فروشد. کاشی روزی فرصتی فراهم شود در آنده فیم تدوین شده توسط افخمی نیز دیده شود.

  4. همون که فکرشو می کردم!
    دوستم می گفت ببریم ببینیم، گفتم من کلن از کمدی های ایرانی نا امید شدم، حوصله دیدن اینجور فیلمها رو ندارم!

  5. بازتاب: آدم و حوا » بایگانی وبلاگ » انگار یادمان رفته که کارگردان این فیلم بهروز افخمی است

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s