کی فکرشو می‏کرد؟

همان وقتی که تازه دمویِ آلبوم ساعتِ بیست و پنج شب، آلبومِ جدیدِ رضا یزدانی بیرون آمده بود و بین ترانه سراها خبری از اسمِ یغما گلرویی نبود، به خاطرِ تجربه هایِ موفقِ قبلی این دو آدم این ماجرا کمی عجیب می ‏آمد، من با خودم فکر می‏ کردم شاید یزدانی تویِ این آلبوم خواسته فضایِ کاری‏ اش را عوض کند یا مثلا تجربه هایِ تازه‏ تری با ترانه سرا هایِ دیگری هم داشته باشد.

اما اگر فقط یک‏بار ترانه هایِ یغما گلرویی را خوانده و شنیده باشید، همان بارِ اولِ شنیدنِ ترانه‏ ی کوچه ملی با صدایِ رضا یزدانی از شباهتِ زیادِ آن با فضایِ کارهایِ یغما شوکه می ‏شوید. از این‏جا به بعد را دیگر باید خودتان بفهمید که این که رویِ کاورِ آلبوم که به شدت هم سردستی طراحی شده و اصلا در حد و اندازه‏ هایِ خودِ کار نیست، چهار ترانه ‏ی کوچه ملی، حس تاریخ، کی فکرشو می‏ کرد؟ و پیکان با رنگِ سبز مشخص شده‏ اند، این که جلویِ اسم آهنگ‏ها نامِ ترانه سراها نوشته نشده و این که گوشه‏ ی کاور با فونتِ درشت از یغما گلرویی تشکر شده معنایش این است که یغما و البته خیلی ترانه سرا هایِ دیگر به خاطرِ فروختن اثرشان به چند تا خواننده‏ ی آن ور آبی یا به خاطرِ مواضعِ سیاسیِ شان با ارشاد مشکل دارند و ممنوع الفعالیت اند و یا نیاید اسم‏ شان پایِ کارِ شان بخورد یا کارِ شان را با اسم مستعار عرضه کنند؛ همین یکی دو ماهِ پیش اسم روزبه بمانی پایِ ترانه هایِ آلبوم خشایار اعتمادی تبدیل شده بود به بهزاد بمانی و یک عده مانده بودند که این ترانه سرایِ ناشناس که انصافا ترانه هایِ بدی هم نگفته از کجا سروکله‏ اش پیدا شده است.

و البته این‏جا ایران است و همه اجازه دارند درباره ‏ی افکار و عقاید و اندیشه هایِ شما تصمیم بگیرند و ما هم باید باور کنیم که ترانه هایِ این آلبوم را یغما گلروییِ «لاله زار» و «نقاب» و «تصور کن» نگفته، من که باور نکردم، شما هم باور نکنید.

+ یادداشت یغما گلرویی برای رضا یزدانی [این‏جا] + ترانه کوچه ملی [این‏جا].

نام پست را از یکی از ترانه هایِ آلبوم گرفته ‏ام.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”کی فکرشو می‏کرد؟

  1. یزدانی را سالها پیش در دوران اصلاحات با آلبوم شهر دل کشف کردم در فرمت نوار کاست که اشعار مولانا را اجرا کرده بود و در هر صورت راهی تازه بعد از آلبوم اول برای خودش باز کرد که این راه توام شد با ترانه های یغما گلرویی و بعد پیوند با سینمای کیمیایی که این آخری کمی او را از مسیرش منحرف کرد به نظر من البته چرا که کیمیایی این نوع استفاده ناجور را هم از مانی رهنما در کارهایش برده بود به هر شکل آلبوم آخر او یعنی ساعت 25 کارهای شنیدنی کم ندارد و یک نکته مهم حضور ترانه سراهای جوان مثل آرمین ابراهیمی( منتقد سینما در مجله فیلم و شرق هم می نویسد) و علی کمارجی است در این آلبوم که کارهای قابل احترامی ارائه کردند ولی من همچنان منتظر آلبوم جدیدی از سهیل نفیسی هستم که با ری را و ترانه های جنوبی خون تازه ای بود در شریان های موسیقی پاپ ما.

  2. ما دیگه عادت کردیم به این ادا و اطوارهاشون.
    من امروز بعد از دیدن عکس روی جلد چلچراغ بقدری شعف ناک شدم که تا انتهای روز، چیزی حالم رو بد نمی کنه.

  3. البته این‏جا ایران است و همه اجازه دارند درباره‏ی افکار و عقاید و اندیشه هایِ شما تصمیم بگیرند
    اينو خيلي خوب اومدي مسعود . آفرين .
    واجب شد كه بعد از مدتها برم مجله بخرم منظورم چلچراغ هست .

  4. آره خیلی تابلو بود قضیه
    راستی «کی فکرشو میکرد» رو شهرزاد سپانلو هم تو آلبوم آخرش اجرا کرده ولی خوب تو یه سبک دیگه

    • آقا باورکن از اون روزی که این آهنگ رو شنیدم دائم دارم فکر می کنم قبلا این آهنگ رو کجا شنیدم، مدام داشتم زمزمه اش می کردم ولی یادم نمیومد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s