تضمین می کنم

1. باشگاه کتاب اگر از سیزدهم تا بیست و سوم شهریور به اهالی گودر برایِ خرید کتاب در کتابفروشی اگر ده درصد تخفیف می دهد، حالا این که از کجا می فهمند شما گودری هستید یا نه بماند؛ سایتِ شان که هنوز راه نیفتاده، همین که تویِ گودر پرفروش هایشان یا کتاب هایِ دستِ دوم موجود را معرفی می کنند، آدم وسوسه می شود بلند شود برود اگر جیبِ خودش را خالی کند. از شنبه صبح تا همین امروز، صبح که بلند می شوم برایِ خودم برنامه‏ی اگر رفتن می ریزم ولی فعلا تک و تنها حسِ رفتن نیامده است، همین الان برایِ فردا قصد رفتن کردم.

شما هم نرفتید، نرفتید ولی بدانید و آگاه باشید که از شنبه ارسال کتاب با پیک را هم شروع کرده اند و اگر تا ظهر کتاب را سفارش بدهید تا غروب دستِ تان می رسد، البته هزینه‏ی پیک به عهده‏ی خودتان است، شماره‏ی تماسِ شان برایِ سفارش کتاب 88985049 و آدرس اگر هم که خیابانِ 16 آذر، کوچه عبدی نژاد که از همان ابتدایِ کوچه یک درِ آبی رنگ داد می زند که این جا کوچکترین کتابفروشیِ دنیاست.

2. حالا درست که وول خوردن تویِ کتابفروشی وسطِ کتاب ها حس و حال دیگری دارد که انصافا تویِ دنیا قابلِ مقایسه با هیچ لذتِ دیگری نیست -جدی نگیرید یک خورده هم اغراق کردم- ولی این که تویِ اتاقت زیرِ بادِ کولر نشسته باشی و با چند تا کلیک چند تا کتابِ دوست داشتنی سفارش بدهی و دو سه ساعتِ بعد -باز هم یک خورده اغراق کردم- جلویِ در خونه کتاب ها رو تحویل بگیری هم حسِ خوشایندی دارد. بهانه‏ی همه‏ی این حرف ها این که فروش اینترنتی نشر چشمه هم به همت مریم مهتدی راه افتاده، ضمنا خرید آنلاین کتاب ها هم ده درصد تخفیف دارد و خرید از 15 هزار تومان به بالا بیشتر هم تخفیف می گیرد. راهنمایِ خرید از چشمه را اینجا بخوانید.

3. یک توصیه می کنم، جدی بگیرید، از آدم های خودخواه و احمق دوری کنید، احمق ها که راجع به هر موضوعی باهاشان بحث کنی قانع نمی شوند و کارِ خودشان را می کنند، خودخواه ها هم تنها خاصیتی که دارند این است که حالِ تان را بگیرند. به جایِ وقت گذرانی با این حضرات یا شال و کلاه کنید برایِ اگر رفتن یا رویِ سایت چشمه با چند تا کلیک کتاب بخرید. مطمئنا حالِ خیلی بهتری دارید، تضمینی…

Advertisements

یک دیدگاه برای ”تضمین می کنم

  1. از الان بدون که توی «اگر»، همچین راحت هم نمی تونی بین کتابها وول بزنی…اما
    همین اش هم جالبه

    • یک دفعه رفته بودم اگر، چند تا آقای دیگه هم اونجا بودن… با هر حرکتی به هم تنه می زدیم، بعد برمی گشتیم رو به هم لبخند می زدیم!

  2. و هوای شهرستانی های دور از مرکز
    دور از تکنولوژی
    دور از امکانات دور از هوا
    دور از اکسیژن
    دور از هوای تازه
    دور از ترافیک
    دور از تونل رسالت
    دور از بزرگراه همت
    دور از سینما آزادی
    دور از لارستان
    دور از فرحزاد
    دور از علوم تحقیقات حصارک
    دور از کافه شوکا
    دور از کافه فرانسه
    دور از توژی
    دور زا کامرانیه
    دور از تندیس
    دور از خانه وآشپزخانه
    دور از اکسیر
    دور از دلاوران
    دور از یار
    دور از دیار
    {دور . …دور…دور…من چه کنم با این همه دوری؟ }رو داشته باشید

  3. باشگاه کتاب اگر رو من رفتم. خیلی مامانی و کوچولو بود.
    جداً خوشم اومد. همین کوچیکیش باعث شده بود یه جور صمیمیت توی فضای کوچکش موج بزنه که به شدت هم واگیر داشت

  4. من چند بار اينترنتي خريدم . خيلي حال ميده . ولي همون كه گفتي وسط كتابها وول خوردن و خريدن يه چيز ديگه ست .
    با مورد سه به شدت موافقم . امروز با يه احمق بحث كردم اتفاقا . نتيچه ميدوني چي بود ؟ هيچ به هيچ . حالمب هم ميخوره از ْآدمهاي احمق و خودخواد و خودراي . يكي نيست به من بگه چرا با همچين آدمهايي بحث ميكني ؟ انگار مرض دارم .

  5. بازتاب: چهار ستاره مانده به صبح » کتاب‌فروشی اگر

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s