زینت جهان شاه

از خیاط خانه‏ی امیریه گذشتم

جوانیِ من

پشتِ یک میزِ اَرج سفری

کوک شُل می زد

الگو می‏ کشیدم

بُرش می زدم

رنگِ سال

یشمی بود

جشنِ تیرگان نزدیک بود

باید برای دختر امین الدوله

یک دِکُلته‏ی مروارید دوزی می دوختم…

هر روز

پشتِ یقه هایِ بسته

خفه می شدم

اما خانه داریِ تکمیلی را

دست کم نمی گرفتم

هنوز بوتیک هایِ شانزه لیزه را

تجربه نکرده بودم

حتا مزونِ مادام بالمِن را…

ماکسی هایی که می دوختم

آب می رفت

و جوانی من

در رود سِن

خودکشی می کرد…

سوزن می زدم به خودم

جا دُکمه باز می کردم

چرخ می شدم

و پلیسه می کردم ذهنم را

فرخی یزدی می خواندم

و بخیه می زدم لب هایم را

و یک صدای مُمتدِ خاموش می گفت:

باید تاج گذاری کنم.

«بهاره رضایی»

– عنوان شعر نام اولین زنی است که مُد را به ایران آورد.

Advertisements