کمی هم برگرد

داداش دنبالِ امتحانِ آیلتس و پذیرش گرفتن از یکی از دانشگاه هایِ اون ورِ آبی است، یکی از آشنا ها زنگ زده که فلان روز قرارِ مصاحبه دارم و بیا با هم بریم سفارت، مامان به بابا میگه: «همون وقت که گفتن بلند شو واسه ی مصاحبه بیا باید یک وکیل می گرفتی که کارا رو درست کنه…» استاد راهنمام میگه: «اشتباهِ من رو نکن، نمون اینجا، بیا واست یک توصیه نامه بنویسم واسه پذیرش اقدام کن…» پسر خاله ام تویِ صفحه ی فیس بوک اش یک چیزی تویِ این مایه ها نوشته که به محضِ تمام شدن سربازی یک لحظه هم اینجا موندنی نیستم و یعنی رفتنی هستم، پسر عمه ام میگه: «تا یک سالِ دیگه که عکسام رو تویِ یکی از سواحلِ اون طرف برات ایمیل کردم می فهمی چه اشتباهی کردی که موندی…» یکی از رفقا زنگ زده و کلی پشتِ تلفن هیجان زده است که نمره ی آیلتس اش را گرفته و حالا شرایطش جور شده که برای مهاجرت اقدام بکند، اون یکی بهم میگه: «یعنی یک حساب پس اندازِ پونزده میلیونی نداری وثیقه بذاری، بری و دیگه هم برنگردی؟»، آن یکی که تازه دو ماه هم نیست رفته از آن ور زنگ زده و ما را متهم می کند که دیوانه ایم که هنوز اینجا مانده ایم.

بعد من می بینم این ها هیچ کدامِ شان تا یک سالِ پیش آدم مهاجرت نبودند، مهاجرت برایشان این قدر دمِ دستی نبود، اتفاقِ ساده ای نبود اصلا… چرا یک دفعه این جوری شد که انگار همه دارند می روند؟

Advertisements

یک دیدگاه برای ”کمی هم برگرد

  1. دور و بری های من تموم اون هایی که رفتند هیچ وقت به مهاجرت به چشم یه اتفاق مهم و خاص نگاه نکردند.بر عکس به شدت براشون دم دستی و پیش پا افتاده بود.هم فرهنگ خانواده هاشون هم توانایی مالیشون و هم از بچگی زبان خوندنشون..همه چیشون تقریبن اوکی بود..موقع رفتن که شد هم رفتند…
    ولی برای من به شدت دور و دست نیافتنی می رسه از بس که هیچ کدوم از شرایطش الان برام فراهم نیست…بعد مهاجرت برام شده اصلن یه هدف تو زندگیم که باید بهش برسم..مثل اون موقع ها که تموم هدفم شده بود کنکور قبول شدن و از اون شهرستان داغونمون بیرون اومدن و ساکن تهران شدن!

  2. سال 76 که پسر عمه م خانواده ش رو برداشت و رفت به ش گفت م پس کی بمونه مملکت رو بسازه؟
    مسعود مهاجرت مثل عشقه مثل ایمانه و مثل مرگه. 40 سالگی که یادته؟ هر کی خودش باید تجربه کنه نیازش رو .
    به محضی که بتونم 15 تا رو جور کنم می رم و پشت سرم رو هم نگاه نمی کنم. اگه یه وقت با خانوم بچه هات یه 20 سال دیگه توی کافه دیدی یه آشنا برات چای اورد اصلا شک نکن که ممکنه من باشم . به خصوص اگه عبورت سمت یونان یا پاریس بیفته.

  3. آره! ارل گری زرد البته .قرمز هاش رو تست کردم . عطر نداره. از اون قرمزهای تندیس جایی ندیدم بگیرم ببینم چه مزه ست ! اگه دیدی برام بخر ، حساب می کنم بات. این ورد پرس شما آیکون نداره واسه کامنتهاش؟

  4. وضعیت خیلی بدی شده و فشار به قدری زیاد شده که همه دارن میرن و ملت نون ندارن بخورن . ولی واقعا همه باید برن ؟ پس مملکت چی میشه ؟ من هیچ وقت به رفتن فکر نکردم . نمیدونم رفتن درسته یا موندن ولی همه دارن میرن . همه . آشنای ما تو امریکا تو یه پیتزا فروشی پیاز پاک میکنه ولی اینجا حاضر نبود کارخای خونه خودش رو انجام بده . من هرگز حاضر نیستم برم خارج از ایران تو رستوران کار کنم . درسته اونجا خیلییییییییی بهتره ولی نه در حدی که طرف با لیسانس و بالاتر بره گارسن بشه .

  5. کشور به مغز و متخصص نیازی نداره یه زنجیری هم میتونه اداره اش کنه!
    ضمناً توی فیس بوک آب پاکی روی کله ی پسر خاله ریخته شد!

  6. به نظر من فقط جهت تحصیل اون هم به شرطی که امکان ادامه ی تحصیلت اینجا فراهم نباشه مثلآً بخوای یه رشته ی یونیک بخونی که اینجا اصلاً وجود نداره یا اینکه اشتباهاً فوق لیسانست رو از دانشگاه آزاد گرفته باشی و حالا که دلت می خواد دکتری بخونی،مُهر دانشگاه آزاد بدجوری روی پیشونیت خورده و هیچ جا راهت نمی دن.
    البته من به هیچ آدم خاصی اشاره نکردم ها !!

  7. صبح بيدار ميشم.ايميل ها رو كه چندتا قاره امده چك ميكنم.بعد تو فيس بوك حال و احوال ميكنيم .تاشب زبان مبخونم و كار مبكنم كه مثلا پولي جمع بشه-كه نميشه-شب يا عصر ميرم كلاس زبان و…همه اش شده همين.
    بدترين قسمتش اينه كه هي چمدون ببندي وهيچ وقت جور نشه كه بري!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s