پرسه در همین حوالی

چهل سالگی؛ چهل سالگی از این جهت در سینمایِ امروز ایران فیلم مهمی است که از یکی از رمان هایِ معاصرِ ایرانی اقتباس شده و اقتباسِ ادبی آن هم از یک رمانِ معاصر اتفاقی است که این سال هایِ اخیر تقریبا هیچ نمونه ی موفقی برایش سراغ نداریم -هوشنگ مرادی کرمانی را استثنا کنید- و برخلافِ همیشه که یک نوع بدبینی و بی اعتمادی در ذهنِ نویسندگان وجود دارد و اغلب نتیجه نهایی موردِ رضایتِ نویسنده نیست این بار ناهید طباطبایی، نویسنده ی رمان در یادداشتی که برای مجله فیلم نوشته این طور گفته: «به نظر من وقت آن رسیده که نویسنده بپذیرد که وقتی اثر او منتشر شده، نتیجه کار او تثبیت شده و ساخت فیلم از روی آن -اگر فیلم را نپسندد- از ارزش کار او نمی کاهد. اثر چاپ شده، دیگر از نویسنده جدا شده و سرنوشت خود را می یابد. بگذاریم اگر پا دارد راه برود، شاید تا جاهایی رسید که نویسنده فکرش را هم نمی کرده.»

چهل سالگی البته اقتباسِ وفادارانه ای به متن نیست و مصطفی رستگاری؛ نویسنده ی فیلمنامه و علیرضا رییسیان؛ کارگردان فیلم روایتِ شخصیِ خودشان را از رمان داشته اند. در رمان آلاله (در فیلم نگار تمدن) که سال ها پیش عاشق هرمز (در فیلم کوروش کیان) بوده و بعد از مهاجرت هرمز موسیقی را کنار گذاشته در آستانه چهل سالگی متوجه می شود که هرمز بعد از سال ها قرار است برایِ اجرای کنسرتی به ایران بیاید و همین مساله حسرت هایی را در او زنده می کند. رمان ساده و خطی پیش می رود و حجمِ عمده ی رمان را ذهنیت و تک گویی شخصیت ها پیش می برد. اما در فیلم مضمونِ محوری داستان یعنی زن متاهلی که آرامش اش با ورودِ مردِ محبوبِ دورانِ جوانی اش به هم می ریزد با قصه ی کنیزک و پادشاه از دفتر اول مثنوی مولوی ترکیب شده و تمرکز داستان از شخصیتِ زن، نگار تمدن با بازی لیلا حاتمی به شخصیتِ مرد، همسرِ نگار (فرهاد) با بازی محمدرضا فروتن منتقل شده است و این بار این مرد است که باید با برگشتن معشوقِ دوران جوانیِ همسرش و هراسِ از دست دادنِ زنش روبرو بشود. در کتاب گذشته ی مشخصی برایِ شخصیت ها طراحی نشده، اما فیلم در فلاش بک هایی نشان می دهد که فرهاد در گذشته بازجوی کوروش بوده و آشنایی اش با نگار هم در همان زمانِ بازجویی اتفاق می افتد و به نوعی فرهاد هم یکی از عواملِ جدایی کوروش و نگار است، این ایده که می توانست روابطِ بین شخصیت ها را پیچیده تر کند چندان در طولِ فیلم گسترش نمی یابد. از آن طرف شخصیتِ استاد با بازی عزت ا… انتظامی که در کتاب وجود ندارد تقریبا هیچ تاثیری بر روند وقایعِ فیلم ندارد و به راحتی قابلِ حذف است و حتی وجود این آدم بیننده را از تمرکز بر ماجرایِ اصلی فیلم دور می کند و در نهایت نمی دانیم که آیا فیلم روایتِ یک عشقِ نافرجام است یا شاهدِ یک مثلثِ عشقی هستیم یا اصلا هیچ کدام؛ فیلم می خواهد میزان عشق و علاقه و استحکام رابطه ی یک زن و مرد در میانسالی را محک بزند؟

چهل سالگی می توانست عاشقانه ی گرم تر و پر شورتری باشد، انگار که سردیِ روابطِ شخصیت هایِ فیلم به خودِ فیلم هم نفوذ کرده و فیلم حس و حالی را که باید ندارد اما نسبت به فیلم قبلیِ به نمایش درآمده ی علیرضا رییسیان -ایستگاه متروک- فیلم بهتری است، هرچند بهترین فیلم کارنامه ی علیرضا رییسیان نیست، ریحانه و سفر -دو فیلم اول کارنامه رییسیان- را که هنوز فراموش نکرده ایم.

از دو حرف می زنم از چه حرف می زنم؛ مهدی غبرایی در مقدمه اش بر ترجمه ی رمانِ پس از تاریکی هاروکی موراکامی نوشته بود که بسیاری از رمان هایِ دیگر موراکامی را در شرایطِ حاضر بدونِ لطمه ی جدی نمی توان به بازار فرستاد. حالا نشر چشمه کتابِ تازه ای از موراکامی با ترجمه ی مجتبی ویسی بیرون داده به اسمِ از دو که حرف می زنم از چه حرف می زنم. کتاب به نوعی شبیه خاطراتِ روزانه است و موراکامی هم که می دانید که عاشقِ دویدن است، روزانه چندین کیلومتر می دود هرسال هم تویِ مسابقه ی دویِ ماراتن شرکت می کند و شخصیت هایِ داستان هایش هم معمولا در بدترین شرایط هم آمادگی بدنی خودشان را حفظ می کنند. در واقع موراکامی در این کتاب با همراه کردنِ خواننده در تجربه ی دویدنِ روزانه اش، از خودش، تجربه های شخصی و برنامه هایِ روزمره اش و حتی فلسفه ی زندگی و نوعِ نگاهش به پدیده ها و رخدادهایِ اطراف صحبت می کند و به قول خودش کتاب شاملِ آموزه هایی شخصی است که از طریقِ واداشتنِ بدن به حرکت به آنها دست یافته. نوشتنِ کتاب از تابستان 2005 تا پاییز 2006 طول کشیده و نسبتا زود هم به دست ما رسیده است.

کتاب را البته هنوز کامل نخوانده ام ولی به قولِ فرزانه: «آدم وقتی این کتاب رو می خونه دلش می خواد شروع کنه به دویدن…»، ترجمه ی کتاب هم به نظرم نسبتا قابلِ قبول است.

+ بدویم و بخوانیم

نشر ثالث؛ کتابفروشی نشر ثالث از پانزدهم تا سی و یکم مرداد 1389  جشنواره ی تابستانی راه انداخته و کتابهای نشر ثالث را با تخفیفِ بیست درصدی و محصولاتِ بخش موسیقی و صنایع دستی را با تخفیف ده درصدی عرضه می کند. آدرسِ نشر ثالث هم که دیگر نیاز به گفتن ندارد، ضمنا حالا که تا آنجا رفته اید و یک نوشیدنی هم مهمان کافه نشر ثالث اید، عرقیاتِ گیاهی شان که تویِ کاسه برایِ تان می آورند و می توانید یک نفس سر بکشید و خنک بشوید را فراموش نکنید.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”پرسه در همین حوالی

  1. + تنها توجیه ِ سردی روابط بین شخصیت های فیلم، سرد بود همین شخصیت ها توی کتابه.
    اینها رو می خواستم پاک کنم ولی گفتم بذارم باشه :
    چهل سالگی، یعنی اینکه من چهل سالمه و دغدغه های یک زن چهل ساله رو دارم، یک دختر جوان دارم که منش های جوانی رو بهم یادآوری می کنه. نه اینکه سی و پنج سالمه و یک دختر دوازده-سیزده ساله دارم که فقط یادم میاره که همیشه باید برم خونه و براش غذا درست کنم.
    بهم نگو که تو که فیلم رو ندیدی، چی می گی. از کجا معلوم.شاید دیده باشم !
    + حیف که این جشنواره ی ثالث رو از دست دادم. تو به جای ما هم برو. مخصوصاً توی بخش موسیقی برو و جای من هم گوش کن و البته بخر 😀

  2. پست قبليتون راجع به چهل سالگي باعث شد كه برم فيلمش رو ببينم و حالا كتابش رو نفصه در دست خوندن دارم …

    من مدتهاست اينجا رو از گوگل ريدر مي خونم، نوشته هاي ساده و روانتون باعث شده كه خواننده اينجا باشم .

    سلام

  3. در كل حس خوبي نسبت به كل فضاي فيلم داشتم و چيزي نبود كه مثل خيلي از فيلم هاي روي اكران سينماي ايران بخواد اذيتت كنه …

    ولي خواهرم كه قبل از ديدن فيلم كتاب رو خونده بود مي گفت كتاب بهتر از فيلم بوده و شما توي فيلم چهل سالگي احساس مي كنيد كه روي مرد مانور داده مي شه ولي در كتاب روي زن …

    • دقیقا… وقتی کتاب رو بخونید متوجه می شید که اونجا زن محور داستانه ولی تمرکز فیلم روی شخصیت مرده، در واقع زن حرکتی رو انجام میده و مرد به این حرکت واکنش نشون میده…

  4. 1… بلاخره بعد از 42 ساعت
    2….»چهل سالگی می توانست عاشقانه ی گرم تر و پر شورتری باشد» اگر توهالیوود ساخته می شد نه تو ج.ا.ن
    3…این بشر اعجوبه ای واسه خودش….
    4…البته جون به شسر می شه آدم تا اون نبات های چوبی کمی فقط کمی شیرینش کنن.

    • 1. وصل شد بالاخره… به سلامتی…
      2. چند وقتِ یک عاشقانه ی درست و حسابی ندیدم.
      3. موراکامی رو میگی دیگه!
      4. و احتمالا تا اون وقت اون یخ های توی کاسه هم کلا آب شدن!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s