برمی گردیم

از شمال برمی گردم. از چند روز دریا، جنگل، بی خبری، مرخصی و آزادی…

Advertisements

یک دیدگاه برای ”برمی گردیم

  1. واااااااااااااای مسعود خوش به حالت . حس میکنم چقدر نیاز دارم برم یه سفر طبیعی . جنگل و دریا که به آدم آرامش میده . سازم رو هم ببرم و کنار دریا یا تو جنگل بزنم. آی حال میده .

  2. سلام و خوش به حالت. دوباره می گم خوش به حالت . من اینقدر آهنگ شمال رضا یزدانی رو گوش دادم که دوستام فکر کردن یه طوریم شده !
    دلم برای ماسه های ساحلی تنگ شده خیلی زیاد. یادت بود جای من پاتو بذاری توی آب؟

    پ .ن . انشاالله همیشه به خوشی

  3. چرا من ذهنم نرفت به سمت این که بگم چه قدر خوب که رفتی و خوش به حالت و اینا؟!
    به فکرم فقط رسید که بگم چه قدر می شه فهمید ازین عکس که وقتی نزدیک غروب داری بر می گردی دلت می گیره و نمی خوای برگردی…
    (البته نمی دونم که این نزدیک غروبه یا کمی بعد از طلوعه، حالا که خوب نیگاش می کنم.)

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s