بیداری رویاها

چرا فیلمسازانِ ایرانی عادت دارند سراغِ پر چالش ترین مسایل بروند و بعد این مسایل را به خنثی ترین شکلِ ممکن رویِ پرده بیاورند؟ بیداریِ رویاها تازه ترین نمونه ی این رویکرد است.

«رخشانه بعد از شهادتِ شوهرش به تشویقِ اطرافیان و به خاطرِ پسر کوچکش با داوود، برادرِ شوهرش ازدواج می کند. بیست و دو سالِ بعد خبر می رسد که ایوب، شوهر رخشانه زنده و اسیر بوده و حالا در راهِ بازگشتِ به ایران است، در حالی که چند روزی بیشتر به عروسیِ پسر رخشانه نمانده و رخشانه از همسر دومش بچه ای هم در راه دارد.»

بیداری رویاها قرار بوده فیلمِ خوب و اثر گذاری باشد، اصلا همین خلاصه ی دو خطی نشان می دهد که چه درامِ جذابی می توانست شکل بگیرد، اما حالا تبدیل شده به یکی از خیلِ فیلم های خنثی و بی اثری که در این سال ها به رفتن و آمدنِ شان عادت کرده ایم. فیلمنامه نویس و فیلمسازِ اثر انگار به عمد از بسیاری از ظرفیت هایِ موضوعی که در اختیار داشته اند چشم پوشی کرده اند، موقعیت هایی که در طولِ فیلم باید شکل بگیرند تا تماشاگر را با فیلم درگیر کنند پشتِ سرِ هم از دست می روند و فیلمنامه هم خطِ سیرِ مشخصی را پی نمی گیرد. همان دقایقِ ابتداییِ فیلم خبرِ بازگشتِ ایوب را می شنویم، اما هرچه منتظر می مانیم چالشی بینِ شخصیت ها اتفاق نمی افتد و موقعیتِ درگیر کننده ای شکل نمی گیرد. اتفاقی هم اگر می افتد، همان اتفاقاتِ کلیشه ای فیلم هایِ ایرانی است، این که رخشانه نیمه شب تصمیم می گیرد از خانه بیرون بزند و حتما هم باید بیرون بارانِ شدیدی در حالِ باریدن باشد یا این که تصمیم به سقطِ جنین می گیرد و بلافاصله هم پشیمان می شود [این یکی دیگر حالِ من را واقعا بد می کند]. پایانِ اثرِ تیرِ خلاص را به کلِ ماجرا می زند و هرچه فیلمنامه نویس و فیلمساز سعی داشته اند رشته کنند پنبه می کند، درست زمانی که تماشاگر منتظرِ بازگشتِ ایوب و برخوردِ او با داوود و رخشانه است، ایده هایِ دیگری بی دلیل وارد داستان می شوند و کلِ ماجرا ابتر می ماند و هیچ توضیحی هم داده نمی شود که ایوب چطور بینِ زمین و آسمان از ازدواج رخشانه و داوود باخبر می شود و چطور ناگهان تصمیم می گیرد هویتِ خودش را پنهان کند.

علاوه بر سردرگمیِ فیلمنامه، امین حیایی با تکیه بر پیشینه ی نقش هایِ کمدی اش در سینمایِ تجاری تقریبا بدترین انتخاب ممکن برایِ نقش داوود بوده، گذشته از نوعِ بازیِ حیایی که به هیچ وجه نمی تواند تردید و استیصالِ شخصیتِ داوود را به تماشاگر بقبولاند حتی نوعِ راه رفتنِ امین حیایی در فیلم هم من را به یادِ آن فیلم ها می انداخت و حتما عده ی زیادی از تماشاگران هم با همان ذهنیتِ از امین حیایی سراغِ دیدنِ فیلم می آیند و این طور است که تویِ سینما ممکن است از تماشاگر بغل دستی ات بشنوی که می گوید: «پس نوبت تیکه هایِ کمدی اش کی می رسه؟»

بعضی از بازیگرانِ فرعی مثلِ بازیگر نقشِ بی بی جون هم به شدت بی دقت انتخاب شده اند و بعضی سکانس ها بخصوص سکانس دردِ دل و گفتگویِ داوود با بی بی که می توانست سکانسِ پر حس و حالی باشد به خاطرِ بازی هایِ بد بعضی از بازیگران به سکانس بی ربط و بی حس و حالی در فیلم تبدیل شده اند.

آخرین نمایِ فیلم جایی است که رخشانه از ماشین داوود پیاده شده و پشتِ چراغِ قرمز ایستاده است و تکلیفِ خودش را نمی داند، همین موقعیت را می توان با موقعیتِ فیلم و فیلمساز یکی دانست، محمد علی باشه آهنگر، ایده ی جسورانه درباره ی پیامدهایِ جنگ در اختیار داشته، اما فیلم در نهایت آشفته است و برایِ رد نکردنِ خط قرمز ها یکی به نعل می زند و یکی به میخ و تماشاگر هم بلاتکلیف و سردر گم از این که چرا این بار هم آن جور که باید نشد.

گفتگو با کارگردان+ یادداشتی درباره بیداری رویاها+ مشخصات فیلم+ بیداری رویاها؛ گامی بلند در سینمای دفاع مقدس.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”بیداری رویاها

  1. وضعیت سینما هم مثل خیلی چیزها درگیر با این خط قرمزهای جامعه است . همیشه هر کس قصد سقط جنین داره پشیمون میشه و هر کی هم میخواد طلاق بگیره یهو زندگیش میشه گلستان . خیلی وقتها موضوع خوبی انتخاب میشه ولی چون باید با خیلی چیزهای جامعه جور بشه گند زده میشه به کل فیلم .

  2. سوژه ی اصلی فیلم به شدت ملموسه چون من دو موردش رو شاهد بودم !!!
    امین حیایی قبل از اینکه بره سراغ فیلم های کمدی بی مغز، با نقش های درام شروع کرد. احتمالآً انتخابش به همین خاطر بوده!
    تو چقدر سینما میری!

  3. الان چند سالی هست که همه فیلم ها آبگوشتی شدن یه نگاه ساده به سریال بنداز البته من سریال نگاه نمی کنم اما یه شب تو هفته گذشته یه هو زدم شبکه 3 این سریال مسخره فاصله ها از تعجب و .. چشام گرد بود و دهنم وا مونده بود.خوب همین عوامل زمینه سازه این سطح فکر پایین اجتماعی می شه و مردم از هر چی ببینن بدون توجه به موضوع و نقاط ضعف لذت می برن.
    اجازه لینک می دی ؟

    • البته همه ی فیلم ها نه، یک تعدادی از فیلم ها و این فیلم هم اتفاقا جز فیلم های آبگوشتی نیست. فقط یک سری ضعف ها دارد که اگر برطرف می شدند با فیلم خیلی خوبی روبرو بودیم.
      در مورد لینک هم واقعا اجازه نیاز نیست، هرکس اینجا رو می خونه می تونه تجربه های آزاد رو لینک بکند.

  4. سلام
    فیلم را ندیده ام ولی داستانش منو یاد کتاب باغ بلور محسن مخملباف انداخت. و مخملباف چه هنرمندانه از این سوژه استفاده میکنه. در کتاب مخملباف به خانواده شهید خبر زنده بودن او را می دهند و آنها ناچار به نبش قبر می شوند.یکی از به یاد ماندنی ترین صحنه هایی است که خوانده ام. کتاب از این صحنه های ماندگار کم ندارد.

    • کتاب را خیلی وقت پیش خوانده ام و تقریبا از جزییاتش هیچ در خاطرم نمانده است، جز اسم شخصیتِ زن داستان که لایه بود و کل ماجرا که مثل اغلب آثار مخملباف راه را به نفسیر و تاویل باز می کرد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s