قدمشادِ مطرب

هاسمیک هف هش تا خواستگارن!

مه لقا ولی یه دونه عروسه!

زنان کدومَن خواستگارا؟

مه لقا یکیش قزاقِ روسه!

هاسمیک همه اش اُف اُف میگه از بس که لوسه!

مه لقا یکیش سربازِ هندی!

زنان چه رِندی!

هاسمیک یکیشَم اَنگِریزی!

زنان واسه ش اطوار نریزی!

مه لقا یکیش فرزندِ عثمان!

زنان بالام جان! بالام جان!

هاسمیک یکیشَم آمِریکی!

مه لقا چه قدی!

هاسمیک چه خیکی!

زنان وِر آر یو؟ هاو آر یو؟ وِر آر یو؟ هاو آر یو؟

قدمشاد [همه را ساکت می کند، الکن] وِلی وِل، تنکی یو!

مه لقا یکیشَم آلِمانی!

هاسمیک چه خوش تیپ، مامانی!

مه لقا یکیش اهل فَنارسه!

هاسمیک که خیلی باکلاسه!

مه لقا نگفتی اِسمِ این بانوی نسوان-

هاسمیک که از عشقش همه دنیا خاطرخوان؟

مه لقا چی باشه نومِ او دختر عمو جان؟

هاسمیک تو گوش کن اسمشو: ایران- ایران!

«شهادتخوانیِ قدمشادِ مطرب در طهران- محمد رحمانیان- انتشارات نیلا»

Advertisements