بیا بازم مثِ قدیم با همدیگه بریم شمال

– عنوانِ پست بخشی از ترانه ای است از یغما گلرویی

Advertisements

یک دیدگاه برای ”بیا بازم مثِ قدیم با همدیگه بریم شمال

  1. این آهنگ رضا یزدانی رو به شدت دوست دارم:
    «بیا بازم مثل قدیم با همدیگه بریم شمال
    دلم گرفته راضیم به این خیالای محال
    منو ببر تا آخر جاده ی چالوس ببرم
    تا شیشه ی بارونی خیس اتوبوس ببرم
    تا جای پات رو ماسه ی داغ متل قو ببرم
    تا آخرین دلهره ی نگاه آهو ببرم
    منو ببر تا گمشدن تا اون چشای بیقرار
    تا ساختن قصر شنی رو ساحل دریا کنار
    دلم پره بیا بازم با همدیگه بریم سفر
    جای ما اونجا خالیه
    منو ببر منو ببر
    یه عمره جاده ی شمال منتظر عبور ماست
    نمی دونه یکی از اون دوتا قناری بی صداست
    یادش بخیر لحظه ای که چشمای ما دریا رو دید
    نور چراغ زنبوری رستوران اسب سفید
    یادش بخیر شنای ما میون موجای بلا
    خاطره های مشترک وقت سفر تو جنگلا
    دلم پره بیا بازم با همدیگه بریم سفر
    جای ما اونجا خالیه
    منو ببر منو ببر
    یه عمره جاده ی شمال منتظر عبور ماست
    نمی دونه یکی از اون دو تا قناری بی صداست»
    ——————————————————-
    داشتم آهنگ رو گوشمی دادم و تند تند تایپش می کردم. اگه غلط تایپی داشتم، درستش کن پلییز.
    ——————————————————-
    الآن من می تونستم ماسوله باشم ولی همینجا توی گرمای شصت درجه ی اهواز نشستم. آخه چرااااااااااااا ؟؟؟؟ تو هم این پست رو گذاشتی …. آخه چراااا؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s