با تنِ هم…

خودمانیم؛ یادِ مان نداده اند که تنِ مان را دوست داشته باشیم. هنوز که هنوز است باید با شرم، با ترس و وحشت از اندام هایِ جنسیِ مان حرف بزنیم یا همه چیز را به شوخی و در لفافه برگزار کنیم، از امیالِ طبیعی و غریزیِ مان حتی که همین تنِ مان، همین اندامِ مان وسیله ی ارضایِ تک تکِ شان است. اندام هایِ جنسیِ مان شده اند یک مشت فحش، یک مشت حرفِ رکیک که هر چیزِ بی ارزش و کم ارزشی را بهشان شبیه می کنیم.

نه تنها یادِ مان نداده اند که تنِ مان را دوست داشته باشیم، انگار خودمان هم هیچ وقت نخواستیم که یک جور دیگر، بدون پیش داوری و هزار اما و اگر، بدونِ ترس از متهم شدن به هزار و یک مساله ی دیگر از تنِ مان، اندامِ مان و امیالِ مان حرف بزنیم. از تنی که فقط مالِ ما بود و تعلقی به هیچ کسِ دیگر نداشت.

Advertisements

یک دیدگاه برای ”با تنِ هم…

  1. صحبت کردن از اندام و امیال جنسی به صورت جدی یه تابو خیلی قویٍ تو ایران.به دلیل عدم آموزش و این فرهنک و اجتماع واپسگرایی که داریم ، همین هم باعث خیلی از مشکلات و جدایی ها شده میشه.

  2. به همين دلايلي كه گفتي حتي كامنت گذاشتن هم در موردش سخته.به گمونم وقتي بتونيم دوستش داشته باشم-تن رو ميگم-نه همه چيز كه لا اقل بخش بزرگي از مشكلات حل ميشه.نميشه بقيه رو مجبور كرد ولي بايد از خومون شروع كنيم

  3. آفرین به فکر مسعود.کاملا باهات موافقم….فقط کاربرد فحشی داره تو این مملکت … اونم در نهایت قساوت و کینه.

    امیال رو که دیگه نگو .. همه یه جورایی میخوان امیال بدنشونو تامین کنن ..
    و به شدت هم کتمان میکنن :
    من ؟ نه اصلا .. من اصلا اینجور آدمیم ؟ توهین میکنی؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s